آنچه پس از 18 سال جستجوی موفقیت یافتم (قسمت هفتم – نظم شخصی یعنی همه چیز)

6

حالا که بعد از سال ها پیاده روی در جاده های موفقیت، به عقب بر می گردم و مسیر آمده را خوب تماشا می کنم؛
می بینم که یکی از بزرگترین موانعی که باعث شده تا به موفقیت ها و دستاوردهای آنچنانی نرسم، عدم نظم پذیری مستمر و همیشگی من بوده است…

 

  • چرا این مقاله های دنباله دار را باید بخوانید؟

همه ما رهروان راه موفقیت هستیم. در این باره، دوست داریم هر تجربه و فرمولی را کشف و استفاده کنیم. اما مشکلی که در این میانه وجود دارد، این است که غالب فرمول ها، خارج از فضا و موقعیت کشورمان ارائه شده اند. چرا نباید تجربه هایی که یک ایرانی، در همین سال ها و در کشور خودمان به دست آورده است را منتقل کنیم؟

با چنین ایده ای بود که این مقالات شکل گرفتند. شاید هر کدام از این تجربه ها، بتواند مسیر موفقیتی شما را اصلاح کند؛ پس، به چشم یک تجربه ایرانی و نسخه اصلی به آن نگاه کنید.

سری مقالات «آنچه پس از 18 سال جستجوی موفقیت یافتم» توسط عیسی محمدی برای تمام کسانی که میخواهند در زندگی موفقیت های بزرگی بدست آورند نوشته شده؛
قسمت اول این مجموعه را میتوانید از اینجا، قسمت دوم را از اینـجـا، قسمت سوم را از ایــنجــا، قسمت چهارم ایـــنجـا، قسمت پنجم را ایــنجــا و قسمت ششم را ایــنـجـا بخوانید.

 

اصلاً بگذارید صورت مسأله را یک جور دیگری مطرحش کنم تا خوب درک کنید :

دوست دارید با همین سطح فعالیت هایی که روزانه انجام می دهید، موفقیت ها و دستاوردهای شما دو تا چند برابر شود؟ چه سئوال مسخره ای؛ معلوم است که دوست دارید. می دانید تنها راه حلش چیست؟

تنها راه حلش این است که نظم داشته باشید و نظم خودتان را قوی تر کنید. در این صورت، دستاوردها و موفقیت های شما، برکت خواهند یافت و چند برابر خواهند شد؛ آن هم در حالی که فعالیت های شما، عملاً چند برابر نشده است.

این، بزرگترین رازی بوده که تا به حال در مورد موفقیت کشف کرده ام؛ همان رازی که هاردی، در کتاب اثر مرکب خودش هم اشاره کرده است؛ همان اصلی که می گوید موفقیت یکشبه ای وجود ندارد و به قول جیم ران، «موفقیت نتیجه استمرار نظم های کوچک روزانه ماست که به چشم نمی آیند، ولی در نهایت منجر به نتایج و تفاوت های عظیمی می شوند.»

 

تئودور روزولت
تئودور روزولت

 

حالا که خوب به مسیر طی شده ام نگاه می کنم، می بینم برخی از کسانی که با من شروع کرده و از من پیشتر افتاده اند، نه از من باسوادتر بوده اند، نه سختکوش تر، نه دارای ارتباطات و برنامه ریزی بهتر. پس آنها چه چیزی داشته اند که من نداشته ام؟

آنها، فقط نظم بیشتری داشته اند.

در واقع جمله ام را چنین کامل می کنم که :

با آنکه مقایسه کردن، جزو بدترین کارهای روانی است که در مورد خودتان می توانید انجام بدهید، اما اگر معتاد به مقایسه کردن خودتان با دیگران هستید، سعی کنید در حوزه نظم و نظم پذیری این کار را انجام بدهید؛ ببینید که از دیگران منظم تر هستید یا نه؛ ببینید که کسی دور و بر شما، از شما منظم تر هست یا نه؛ دنبال ماشین و خانه و دارایی و … نباشید.
دست کم دنبال چیز خوبی برای مقایسه باشید…

به خوبی درک کرده ام که انسان هایی با حرکت لاک پشتی ولی منظم، حالا نتایج به مراتب بیشتر و پایدارتری نسبت به منی که رویاهای بزرگتری داشته ام و چیزهای بیشتری از موفقیت می دانستم، داشته اند.

بگذارید نکته ای مهم را با شما در میان بگذارم :

من هیچ گاه عادت نداشتم که سر ساعت خاصی در محل کارم حاضر شوم. البته حالا چند سالی است که که با ضریب خطای نیم الی یک ساعت، این نظم را دارم رعایت می کنم و اعتراف هم می کنم که واقعاً سختم است. ولی در دوران سی سالگی به قبل، که کمی غرورم بیشتر بود و خصلت های روشنفکرانه تری داشتم، حس می کردم این نظم پذیری و این نظم داشتن، زیاد با روحیه من و نه تنها روحیه من که با روحیه انسان و انسانیت او سازگار نیست و نوعی توهین تلقی می شود…

ولی حالا و بعد از هجده سال جستجوی موفقیت، درک می کنم که بزرگترین راز موفقیت در هر جایی، همین نظم و نظم در این نظم داشتن است. نظم را هم برای خودم چنین تعریف می کنم که :

«انجام کارهایی که باید انجام شان بدهیم، چه دوست داشته باشیم چه دوست نداشته باشیم؛
چه حال داشته باشیم چه حال نداشته باشیم.»

 

به تعبیر دیگر، نظم یعنی قدرت وادار کردن خود به انجام کارهایی که برایمان مهم است.

نظم با این تعریف، بزرگترین برکت دهنده موفقیت و تلاش های هر کسی می تواند باشد؛ اما دریغ و درک که ما این جور چیزها را خیلی دیر درک می کنیم. زمانی که بسیار زمان داریم، فکر می کنیم که نیازی به این نظم نیست؛ زمانی هم که حس می کنیم باید به این نظم پایبند باشیم، قدرت اراده مان تحلیل رفته است.

اقرار می کنم که تا به حال در  جاهای مختلفی کار کرده ام.
البته در بیشتر این جاهایی هم که کار کرده ام، نظم پذیری و انسجام کاری مشخص و منظمی نداشته ام. اگر فقط یک سوم یا یک چهارم این جاهایی که کار کرده ام یا این پروژه هایی که درگیرشان شده ام یا این طرح ها و برنامه هایی که خودم پیشنهادشان را داده بودم را می توانستم با نظمی ماندگار و یکدست پیش ببرم، احتمالاً الان در جایگاهی دیگر با دستاوردهایی دیگر با شما باید صحبت می کردم.

 

امروز بعد از گذر این همه سال، به شما و با تمام قلبم پیشنهاد می کنم که :

حتی اگر درگیر کارهای خلاقه و هنری هم هستید، ولی باز هم نظم هر روزه و مستمر را به هیچ روی فراموش نکنید؛ خودتان را با این تفاسیر که نظم و انضباط مخالف روحیه خلاقانه و آزاد است، فریب ندهید؛ اتفاقاً بزرگترین آزادی های، در گرو نظم های سنگین هستند که به دست می آیند.

توصیه دیگرم این است که : فکر نکنید عده ای از دیگران موفق تر هستند… بلکه اینگونه بیندیشید که عده ای از دیگران، منظم تر هستند. این جوری، موفقیت قابل کنترل تر و قابل لمس تر است.

 

زیگ زیگلار
زیگ زیگلار

 

یادش به خیر، روزگاری که در رادیو و در برنامه زنده رادیویی گذر هفتم از شبکه سراسری رادیو که عصرگاهان جمعه پخش می شد، به عنوان کارشناس مجری بخش اجتماعی کار می کردم، در کنارم همکاران نازنین دیگری چنین محمدرضا احمدی، کارشناس مجری ورزشی، روزبه بمانی به عنوان کارشناس مجری موسیقی، رضا یادگاری کارشناس بخش کارآفرینی و … را نیز داشتم.

می دانید بعدها چه اتفاقی افتاد؟

این دوستان به واسطه نظم رفتاری و نظم محتوایی ای که در پیش گرفتند، به دستاوردهای بالایی رسیدند. محمدرضا احمدی حالا از مجریان شاخص ورزشی تلویزیون است، روزبه بمانی که برای خودش وزنه ای در ترانه سرایی این مملکت شده است، رضا یادگاری و دیگر دوستان هم برای خودشان، دستاوردهای والایی کسب کرده اند. اما من، با این که در کمبود استعدادم نسبت به این دوستان شک و شبهه ای نیست، به واسطه عدم نظم پذیری ای که داشتم، حتی ورژن درجه دو و سه این دوستان هم نشدم؛ متأسفانه…

عمیقاً به شما پیشنهاد می کنم که نظم پذیری را در زندگی تان شروع کنید؛ تا قبل از این که مثل من به حسرت های بزرگی در زندگی تان دچار شوید. چرا که بی نظمی امروز، نسبت مستقیمی با حسرت فردای همه ماها خواهد داشت.

شما چقدر در زندگی تان نظم داشتید؟ و فکر میکردید چقدر نظم در موفق شدن تان اهمیت دارد؟
دیدگاه تان را با ما زیر همین مقاله به اشتراک بگذارید…

در همین زمینه، مطالب زیر را احتمالا دوست خواهید داشت :

 

مقالات قبلی که منتشر شدند : مقالات بیشتر از این نویسنده

6 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :

  1. محمد مهرارا می گوید

    جناب اقای محمدی شما فوق العاده هستید بنظرم با این زبان و استعدادی که دارید حالا یک کتاب بنویسید با این عنوان :من شکست خوردم تا تو پیروز شوی ، منظورم اینکه از دو سمت داستان شخص روایت کنید مثل رابرت کیوساکی پدر پولدار و پدر فقیر شت ،همه از شخصیت شکست خورده خو و هم از شخصیت پیروز خود بنویسید ،امیدوارم مطلب من باعث سو برداشت و ناراحتی شما نشه بنظر من شما دارید تو این مقالات نقش یک رهبر که صلاح جامعشو میخواد ایفا میکنید و از نظر من شما موفقترین فرد دنیا هستید .با تشکر از مقاله عالی شما

  2. maryam.ba می گوید

    با سلام
    اجازه بدید قبل از هر چیزی ازتون بی نهایت تشکر کنم .
    به نظر من هم نظم حرف اول و می زنه من خودمم همیشه فکر می کردم که نظم انظباط آدم رو محدود می کنه ولی باید بگم همین طور که گفتید نظم شاه کلید موفقیت است .
    من همیشه وقتی می خوام کاری رو به انجام برسونم به علت عدم برنامه ریزی و انظباط کاری در یک بازه زمانی ابتدا مقدار زیادی از زمان و از دست می دم و بعد که زمان من ودر تنگنا گذاشت شروع به انجام کار می کنم و در این مدت همیشه حسرت زمانی رو که از دست دادم می خورم و به همین دلیل همیشه به دست آوردهایی می رسم که متوسط هستند در حالی که از خودم توقع دارم فوق العاده باشم .
    واقعا نظم چیز خوبی هستند که بخش زیادی از یاد گیری و پایبندی به اون به جامعه بر می گرده و از اون یاد می گیریم وقتی تو جامعه ای زندگی می کنیم که ارزشی برای وقت آدما قایل نیستند نا خود آگاه در ماهم ایجاد می شه ولی این هم از مواردی هست که باید درست بشه ان شاااله واقعا موفقیت با آدم های منظم هست کسانی که حتی فعالیت های اندکشون و اهسته و پیوسته پیش می برند خیلی موفق تر و در نهایت پر دست آورد تر از کسانی هستند که ایده ها و افکار فوق العاده اما نظم کاری کمتری دارند . نظم و برای خودم آرزو دارم و بهترین بهترین ها رو برای شما ازتون ممنونم آموزگار بزرگ

  3. علی محمدی می گوید

    جناب عیسی محمدی موفقیت در ترانه سراشدن و مجری گری نیست . به نظرم شما بسیار موفق تر هستید چرا که به حدی پیشرفت داشته اید که این اطلاعات ارزشمند را دراختیار جوانان ایرانی میگذارید که روز به روز پیشرفت کنن قطعا هیچ ترانه ای چنین تاثیر عمیقی در انسانها نخواهد گذاشت ( قصد تخریب کسی را ندارم اما اکثر ترانه های ما ایرانی ها غمگین و افسرده کننده هستن) هیچ مجری ورزشی ای هم نمیتونه با اخبارش باعث پیشرفت جوانان ایران بشه(بازهم میگم کار این افراد هم در نوع خودش ستودنیه)…اما حرفای شما میتونه محرک بشه برای اینکه ما جوانا از جا بلند بشیم و تلاش کنیم به هر حال تجربیات شما خیلی بهتره
    پس خواهش میکنم قدر خودتون رو بدونید شما عالی هستید

  4. aminvood می گوید

    به واسطه ی تعریفی که از نظم ارایه دادین، یعنی وادار کردن خودمون به انجام کارهای مهم، میتونم بگم بسیار عالی بود این نوشته و نظم شخصی با این تعریف مساله ی بسیار با اهمیت و اثرگذاریه،
    من هرزمان که نظم شخصی دارم موفقیت رو به راحتی به دست میارم و اگر منظم نباشم انصافا دچار مشکل میشم، ازین رو معمولا تلاش میکنم خودمو وادار کنم کارهای مهمم رو قبل از موعد برسم

  5. maliheh.kh می گوید

    سلااااام. خیلی خیلی از نوشته ای مهمتون سپاسگذارم. من واقعا بی نظمم و دقیقا همین طور فکر میردم که نظم روح آدمو محدود میکنه و نمیذاره راحت باشی و خلاقیت داشته باشی. ازتون خیلی خیلی ممنوم که تجربیاتتونو با ما به اشتراک میذارین. شما نویسنده بسیار خوبی هستین و لحنتون صمیمی و دوستانس و آدم رو با خودش همراه میکنه. باز هم از شما سپاسگذارم و براتون موفقیت و شادی های بیشتر از خداوند آرزو میکنم.

  6. mhnsuccess می گوید

    خیلی به این شباهت داره که اول کارهای مهم را انجام بدیم بعد کارهای غیر مهم
    فکر میکنم این بحث ها مربوط به مدیریت زمان نه نظم .

دیدگاه تان را ارسال کنید