اگر تاحالا این کار ها را انجام میدادید, دیگر انجامش ندهید (نصیحت های از دهه 60, 70 که باید دوباره ارزیابی کنیم) – قسمت دوم

0

واقعا بهترین ها را برایمان میخواستند.

هرکسی که مسولیت بزرگ کردن شما را داشته تا به این سن و سال برسید, واقعا مقصر اوضاع و شرایط امروزتان نیست. آنها میخواستند شما را از عشق, پشتیبانی و عاطفه بی نیاز کنند چون بهترین ها را از شما توقع داشتند.

به هر حال, آنها که اقتصاد دان نبودند. آنها که پیش گو نبودند که بتوانند بگویند اوضاع اقتصادی آینده چه تغییراتی قرار است بکند. ما باید به بزرگترانمان به خاطر تجربیاتشان احترام بگذاریم, اما ما لازم داریم که توصیه هایشان را دوباره ارزیابی کنیم برای دنیایی با سرعت هرچه بیشتر هر روز در حال تغییر است.

اینجا ما درس هایی داریم که پدران و مادران ما در دهه های 60 70 به یاد دادند که باید مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد :

قسمت اول

5. اگر مریضی برو دکتر
وقتی بزرگ میشدم, آقای دکتر متخصص بود.آنها هروقت مریض میشدی حضور داشتند و باید به سرعت یک وقت میگرفتی تا ویزیتت کنند تا بهتر بشی.

این درس باید کاملا مورد ارزیابی مجدد قرار بگیرد.

برای اینکه بخوای بری دکتر بهتره دفترچه بیمه داشته باشی. برای داشتن دفترچه بیمه چقدر باید سالانه هزینه کنیم؟ زیاد؟ آیا می ارزد برای هربار دکتر رفتن این همه پول بپردازیم؟

دکتر ها آنقدر سرشان شلوغ است این روزها که زیاد وقت صرف کنکاش مریضی تان نمی کنند ,فقط دوست دارند هرچه زودتر ویزیت شما تمام شود بروند سراغ مریض بعدی! مگر اینکه دکتر خانوادگی تان باشد و واقعا دلسوز باشد.

اکثر اوقات داروهایی که برایتان نسخه مینویسند واقعا نیاز ندارید, یا خیلی کوتاه مدت تاثیر دارند بر روی مریضیتان, پس زیاد به فکر دکتر و دوا و درمان نباشید.

هرچقدر کمتر دارو مصرف کنید, سالم تر خواهید بود. شما اگر یک ورزش روزانه + یک تغذیه مقوی را در برنامه روزانه تان بگنجانید, دیگر نه مریض میشوید نه وقت برای ویزیت آقای دکتر خواهید گرفت.

6.پول هایت را پس انداز کن
ما با پس انداز کردن آشنا شدیم وقتی کم کم داشتیم به نوجوانی و جوانی راه پیدا میکردیم. شما هر ماه پولتان را به بانک میدادید و بانک پول مجانی بیشتری به شما میداد.

هرچقدر که بزرگتر میشدیم به مفهوم های دیگری آشنا شدیم, مانند تورم ! … و کم کم فهمیدیم که تورم دشمن پولمان است و میخواهد ارزش آن را نابود کند.پس پس انداز کردن پول یکی از بهترین راه ها برای بی ارزش کردن پولی است که سال ها خرج نکرده ایم و توی قلک مان نگهش داشته ایم.

بهترین کار در زمان حال یاد گرفتن سرمایه گذاری است, حالا چه بر روی خودتان, سهام , کالا یا هرچیز دیگری که فکر میکنید بعد ها میتواند پول بیشتری برایتان بسازد.

7.سخت کار کن
“سخت کار کن”. قانونی است که اصلا امکان ندارد شکسته شود.درست؟ این تنها قانونی است که میتواند موفقیت را برایتان تضمین کند و همه با این موضوع موافقند, درست؟

غلط است ! به کلی… سخت کار کردن برای افراد شکست خورده است. هوشمندانه کار کردن برای افراد پولدار است.

همه سخت کار میکنند. بعضی ها تا آخر عمرشان سخت کار میکنند, و هنوز چیزی برای نشون دادن ندارند بعد از 50 سال.اما توسط اطرافیانشان مورد توجه و احترام قرار میگرند چون خیلی “سخت کار کردند”.

به جای فکر کردن به اینکه سخت کار کردن, باید به فکر این باشیم که “چرا من دارم کار میکنم؟” آیا جایگاه بالاتری هست که بخواهید به آن برسید؟ آیا این قدم هایی که بر میدارید شما را به رویایتان نزدیکتر میکند؟ اگر هیچ هدفی برای خودتان ندارید, بد تر از سخت کار کردن است…

در تعریف درست, پولدار های پول برایشان کار میکند, در صورتی که افراد فقیر برای پول کار میکنند. افراد پولدار هوشمندانه کار میکنند, نه برای حقوق بیشتر در سر ماه و  آرزو کردن این که کی تعطیلات داریم تو این ماه. افراد بی پول معمولا سخت کار میکنند و در عوض هیچ چیز ارزنده ای بدست نمی آورند در انتها چون فقط کار کرده اند نه هوشمندانه.

8.بازنشستگی
آنها به ما گفتند که سخت کار کنید ,تا بازنشسته شوید. اصلا بازنشستگی چی  هست؟ نشستن زیر کولر و تماشای تلوزیون و گرفتن آخرین دستمزد دریافتی مان هر ماه؟

به نظر من بازنشستگی خیلی اقدام غمگینی است. مانند یک عمر زندگی تلف شده است.اگر شما از شرکت یا کسب و کار خودتان خودتان را بازنشسته میکنید و هنوز زندگی فعالی دارید یک حرف دیگر است.اما انگار بازنشستگی ای که به ما گفتند مانند آن است که نشتن روی مبل و داشتن یک زندگی آرام و بی سر و صدا و تلف کردن وقت و عمرمان تا آخر…

در دنیای امروز, بازنشستگی کم کم در حال انقراض است.نه تنها سازمان بازنشستگی در آینده نه چندان دور وجود نخواهد داشت بلکه همه خواهان کار تا آخر عمرشان خواهند بود. بدون هیچگونه مانعی برای ورود به هر صنعت و کارآفرینی کردن کم کم دارد جای خود را به کار کردن برای روز بازنشستگی عوض میکند.

داستانی زیبا در این مورد وجود دارد : مردی 40 ساله بود که دوران کارمندی خود را با نهایت دقت و بدون هیچگونه غیبت به سر برده بود و در روز بازنشستگی اش جشنی توسط کارمندان همکارش برایش گرفته شد و روزنامه ها هم این خبر را پوشش دادند به عنوان یک کارمند نمونه …
اما بعد از 4 روز روزنامه ها خبر تاسف از درگذشت این مرد 40 ساله را نیز انتشار کردند که همه جا خوردند, میدانید چرا این کارمند اینقدر زود از دنیا رفت؟ زیرا دیگر هیچ هدفی نداشت. او برای کار زندگی کرده بود, کنار همکارانش بودن, و فراهم کردن تقاضای مشتریانش.

ما در دنیای کاملا جدیدی زندگی میکنیم, شما خیلی سخت میتوانید 10 سال یا 20 سال آینده را پیش بینی کنید چه برسد به 40 سال دیگر که امیدوارید بازنشسته شوید تا زندگیتان تازه شروع شود. خیلی بهتر است کسب و کار خودتان را راه اندازی کنید؛ اینطوری تا 40 سال آینده هم پول دارید, هم سرمایه و هم دعای خیر فرزندان و خانواده تان در پشت سرتان.

اگر تاحالا این کارها را انجام میدادید, دیگر انجامش ندهید (نصیحت های از دهه 60, 70 که باید دوباره ارزیابی کنیم)قسمت دوم2

مقالات قبلی که منتشر شدند : مقالات بیشتر از این نویسنده

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**