اگر تاحالا این کار ها را انجام میدادید, دیگر انجامش ندهید (نصیحت های از دهه 60, 70 که باید دوباره ارزیابی کنیم)

4

واقعا بهترین ها را برایمان میخواستند.
هرکسی که مسولیت بزرگ کردن شما را داشته تا به این سن و سال برسید, واقعا مقصر اوضاع و شرایط امروزتان نیست. آنها میخواستند شما را از عشق, پشتیبانی و عاطفه بی نیاز کنند چون بهترین ها را از شما توقع داشتند.

به هر حال, آنها که اقتصاد دان نبودند. آنها که پیش گو نبودند که بتوانند بگویند اوضاع اقتصادی آینده چه تغییراتی قرار است بکند. ما باید به بزرگترانمان به خاطر تجربیاتشان احترام بگذاریم, اما ما لازم داریم که توصیه هایشان را دوباره ارزیابی کنیم برای دنیایی با سرعت هرچه بیشتر هر روز در حال تغییر است.

اینجا ما درس هایی داریم که پدران و مادران ما در دهه های 60 70 به یاد دادند که باید مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد :

1. شغلی پیدا کن
بله, اون بیرون پر است از مشاغل گوناگون.در کتاب رابرت کیوساکی “پدر پولدار پدر بی پول”, او میگوید هدف نهایی در پیدا کردن شغل داشتن درآمد بود.وقتی والدین شما ,شما را برای پیدا کردن کار به شما توصیه میدادند, هدف نهایی آنها داشتن درآمدی برای خودتان بود و فکر میکردند این بهترین راه است.

بجای اینکه یاد بگیریم چطوری یک شغل خوب داشته باشیم که پول درآوریم, نظرتان چیست یاد بگیریم چطور پول درآوریم؟ یاد بگیریم قدر دارایی هایمان را بدانیم, نرخ پول, فرق سرمایه گذاری های هوشمند با ناموق, و چطور قانونا مقدار مالیاتتان را کاهش دهید خیلی با ارزش تر است تا در به در بدنبال جمع کردن رزومه کاریمان باشیم تا یک نفر از ما خوشش بیاید و ما را استخدام کند تا برایش کار کنیم و پولدارترش کنیم.

اگر ما از همان سنین اوایل جوانی شروع به یادگیری جزییات خلق و مدیریت پول کنیم این سه کلمه “شغل پیدا کن” ارتباطتشان با ما به مرور زمان کمتر خواهد شد و ایده پیدا کردن یک رییس تا برایش کار کنید کم کم از وجودتان بیرون خواهد رفت.

2.تحصیلات داشته باشید
تحصیلات مهم است, چون بعضی از شرکت ها اگر مدرک لیسانس نداشته باشید شاید اصلا نگاهتان هم نکنند. به هر حال, والدینمان به گفتند برو مدرسه/دبیرستان/دانشگاه نمرات خوب بگیر, سپس,عاقبت, یک شرکت قابل احترام ما را استخدام میکند چون ما مدرک دانشگاهی داریم.یک بار دیگر, هدف نهایی ازین کار داشتن درآمد از شغل است, چیزی که ما از یک تحصیلات خوب میتونیم کسب کنیم.

ما نیاز داریم که یکبار دیگر تحصیلات را مورد ارزیابی مجدد قرار دهیم زیرا شهریه دانشگاه ها هر ترم حدود 800,000 تا 1,200,000 تومان است و اگر سالی دو ترم حساب کنیم و در نهایت ضرب در 4 یا 5 سال کنیم که فارق التحصیل شدیم مبلغی حدود 12 میلیون تومان خواهد شد ! یعنی 12 میلیون تومان  هزینه آن هم قبل از 25 سالگی, آن هم اگر هر سال شهریه ها بیشتر نشود…

دانشگاه شما را برای تجربه و مهارت های متمرکزی آماده میکند, با اینکه اکثرا یادشان میرود چه چیزهایی در دانشگاه آموخته اند.جدا” آیا فرمول ها و قضایای ریاضی ترم اولتان یادتان هست؟ یا اقتصاد هایی که در دانشگاه پاس کردید؟ ما تمام آنها را یاد گرفتیم, اما فراموش کردیم, چون دوستشون نداشتیم…

ایفای نقش خوب در نقش دانشجو/دانش آموز , و در کنارش یاد گرفتن درباره ی موضوعاتی که واقعا بهشان علاقه مندید و درس هایی که تحصیلات رسمی به شما یاد نمیدهد, میتواند شما را به یک متخصص خبره در زمینه علاقه مندیتان تبدیل کند, هر چیزی که باشد. برنامه نویسیی, سرمایه گذاری, ورزش, مهندسی, هنر یا …؛ اگر دوستش دارید, بسیار بهتر یاد خواهید گرفت و دیرتر فراموش خواهید کرد.

3.غذات رو تموم کن
خب باشه, من نمیگم نباید غذا بخورید. میگم مراقب باشید چی میخورید.امروزه بیشتر غذا ها برای جوانان آماده است, و میدانید که کسانی که غذاهای آماده تولید میکنند به فکر چی هستند؟ پول.

اقتصاد ساده : یک چیز ارزان تولید کن و با سود زیاد بفروش. این کاری است که اکثر (نه همه) اغذیه ها و جاهایی که روزانه غذا تهیه میکنید این کار را انجام میدهند. گاوها, گیاهان,غلات و تقریبا تمام چیز هایی که ما به بدن میزنیم حاصل سم پاشی های مداوم بوده و واقعا شگفت انگیزه اگر قوّتی هنوز مانده باشد وقتی ما میخوریم.

یک داستان شخصی : چندی پیش در یکی از روستاهای کشورمان بودم , بعد از ظهر رفتیم بیرون قدمی بزنیم, فکر میکنید چی مشاهده کردیم؟ هیچ فرد چاقی ندیدیم ! چرا؟ چون در روستا ها اکثرا از محصولات سالم خودشان استفاده میکنند برای تغذیه, محصولات دست اول و سالم و غنی ! در روستا ها تقاضا برای غذا های ارزان, آماده و به صورت مصنوعی خوشمزه وجود ندارد به همین دلیل رشد بدن و  بیولوژیک کاملا طبیعی دارند.

شاید فکر کنیم ما بهتر از زمین هستیم ! …ما ساختمان های عظیم میسازیم و سفینه هایی به ماه میفرستیم , اما بدن ما هنوز به مواد معدنی و غلات نیاز دارد.بله, ما با مصنوعات مختلف سعی میکنیم این نیاز بدن را برطرف کنیم, اما بعد ازینکه بیماری چاقی مفرط سر و کله اش پیدا شد, آنوقت دلیلش را میفهمیم.

4.حواست به درس معلمت باشد
معلم کلاس اولتان یا استادان دانشگاهتان عالی بودند اما…

در دبیرستان من عاشق این سوال بودم وقتی می پرسیدم “چرا این درس را یاد میگیریم؟”  “کاربردش در زندگی واقعی چیست؟”

میدونید جوابشون چی بود؟ “به هر حال باید بخوانید, هفته بعد امتحانه”

آنها میدانستند اکثر چیزهایی که دارند درس میدهند به صورت کاربردی در زندگی واقعی استفاده ای نداشت اما چیکار کردند؟ به شما گفتند که هیچ کاربردی ندارد و هیچوقت استفاده نخواهید کرد؟ اگر این حرف را میزدند و به گوش مدیر مدرسه میرسید, حتما توبیخ حسابی میشد. آنها هم نمیخواستند توبیخ شوند.

اطاعت کورکورانه از معلمتان یا هر کس دیگری در زندگی فاجعه به بار خواهد آورد. استاد شما شاید متخصص در درس خودش باشد, اما باز سوال بپرسید, مباحث را به چالش بکشید, از نیمه خلاق مغزتان استفاده کنید و فعال نگهش دارید؛ البته آنها اینجور دانشجویان را زیاد دوست ندارند اما مهم است. اگر شما چشم بسته هرچیزی را که استادتان میگوید یاد بگیرید بدون تفکر بر ارتباطشان یا درستیشان شاید تمام طول زندگیتان گمراه شوید…

به گفته هایشان اهمیت بدهید , اما خودتان ارزیابی مجدد کنید, فکر کنید. شما باید در دبیرستان و دانشگاه مهمترین درس را یاد بگیرید فکر کنید که چگونه فکر کنید.

ادامه دارد…

اگر تاحالا این کارها را انجام میدادید, دیگر انجامش ندهید (نصیحت های از دهه 60, 70 که باید دوباره ارزیابی کنیم)2

مقالات قبلی که منتشر شدند : مقالات بیشتر از این نویسنده

4 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :

  1. s.sanazy می گوید

    واقعا عالی بود ممنون مخصوصا اولیش…بهترین ها رو برامون میخواستن .. مقصر اوضاع و شرایط امروز ما نیستند..واقعا همینطوره ..

  2. salame می گوید

    خب این قسمت دوم کجاست ؟
    لینک بدید لطفا

  3. salame می گوید

    سلام

    ادامه این مطلب جالب کجاست ؟

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**