اگر زندگی بر سرتان خراب شد، بلافاصله این کار ها را باید انجام دهید

0

 

بحران، اتفاقی است که برای همه ممکن است بیافتد… باید بلد باشیم بحران های زندگی را مدیریت کنیم !
زندگی به یکباره به هم میریزد، دنیا با ما سر لج پیدا میکند و هرکاری میکند تا ما را شکست بدهد؛ ممکن است تجربه کرده باشید حتی اگر در دنیای کارآفرینی نبوده باشید.

برای مثال، هم زمان شریک کاری تان کلاه بردار از آب در می آید، طلبکاران تان به شما فرصت نمیدهند، همسرتان از شما میخواهد جدا شود و هیچ چیز سر جایش نیست. خب، اگر متوجه شدید منظور از خراب شدن دنیا بر سر یعنی چی، احتمالا به این مقاله نیاز خواهید داشت تا بحران های زندگی را بتوانید کنترل و مدیریت کنید.

قبل از شروع؛ نگران نباشید، اتفاقات بد خواهند گذشت. هیچ اتفاق بدی، به خودیه خود زندگی بد نمی سازد؛
پس فکر نکنید این اتفاق بد همیشگی است و تا آخر عمرتان قرار است با شما باشد، خیر اینطور نیست.

 

ماکس پلانک
ماکس پلانک

 

در سخت ترین شرایط وقتی دنیا به هم میریزد و میخواهد تمام آنچه را که دارید از شما بگیرد، اول از همه خونسردی تان را حفظ کنید، سپس امیدتان را حفظ کنید و بعد چهار کاری که به شما میگوییم چطور بحران های زندگی را چطور مدیریت کنید :

در بحران های زندگی، اینکارها را باید انجام بدید :

 

اولین کار مهم | پل های فرصت را شناسایی کنید
یادتان باشد که روشنایی روز، درست لحظه ای بعد از تاریک ترین لحظه روز است. در زندگی هم همینطور است، وقتی زمین و زمان دست در دست هم میدهند تا زندگی شما را به ظاهر نابود کنند، در واقع اینطور نیست و قرار است پل فرصتی در ظاهرِ یک بحران در برابر شما قرار دهند.

وینستون چرچیل میگوید «بدبین در هر فرصت دشواری میبیند، خوش بین در هر دشواری، یک فرصت میبیند.» کائنات با شما هیچ خصومتی ندارد. دقیقا در زندگی افراد موفق، سخت ترین لحظات و تاریک ترین زمان، باعث اتفاقی خوب و بهتر از آنچه که فکرش را میکردند برایشان بوده.

شاید شریک شما کلاهبردار از آب در بیاید و شما را به دردسر بیاندازد، شما دارایی شما را از شما بگیرد و فرار کند؛
این یک بحران به معنی واقعی کلمه است. اما چه فرصتی در پشت این بحران است که میتوانید از آن استفاده کنید؟ شاید قرار است کاری جدید با پیشرفت بیشتری شروع کنید، شاید شریکی بهتر پیدا میکنید، شاید باعث شد تا از بحرانی بزرگتر در امان باشید، شاید، شاید، شاید…

هر اتفاقی بدی که برایتان می افتد، همیشه با خودتان بگویید : چه چیز خوبی در این اتفاق برای من قرار گرفته؟ چطور میتوانم از این بحران فرصتی برای پیشرفت استفاده کنم؟

 

 

دومین کار مهم | اولویت های سفت و سختی انتخاب کنید
داشتن اولویت در مواقع بحران های زندگی، از ضروری ترین کارهای بعدی است. اگر شما اولویت نداشته باشید، قدرت تصمیم گیری خوبی هم نخواهید داشت.

برای مثال، اگر در مثال شریک کاری کلاهبردار، اگر شما اولویت داشته باشید و اولویت های شما راه اندازی یک جریان مالی و ایجاد کسب و کار برای داشتن درآمد باشد؛ شاید وقت تان را صرف فکر کردن و ناسزا گفتن به شریک تان هدر ندهید.

در این صورت ممکن است به پیشنهادها و نظریات هرکسی گوش نکنید و راه خودتان را بروید.
اما اگر اولویت نداشته باشید، همه چیز به هم میریزد؛ شما نمیتوانید قدم های درستی انتخاب کنید و هرکسی از هرکجا از راه برسید یک برنامه برای شما خواهد داشت. (اگر میخواهید بدانید چطور برنامه زندگی تان را بنویسید، این مقاله را بخوانید)

 

 

سومین کار مهم | برنامه ای داشته باشید
داشتن اولویت یعنی دانستن اینکه چه کارهایی مهم تر هستند و داشتن برنامه قدم بعدیست که باید بدانید چطور به چیزهایی مهم برسید.

در شرایط سختِ بحران های زندگی تان، وقتی اتفاقات بد پشت سر هم برای شما لحظات تلخ رقم میزنند یک برنامه مشخص و مکتوب نداشته باشید، خیلی راحت زندگی شما را با خودش به جایی که میخواهد خواهد برد.

اما اگر برنامه ای درست و حسابی داشته باشید؛ از برنامه تان پیروی میکنید و اجازه نمیدهید عوامل خارجی زندگی تان کنترلی بر زندگی شما داشته باشند.

شما برنامه ای برای زندگی تان نداشته باشید، زندگی خودش برنامه ای برای شما خواهد داشت که شاید خوش تان نیایید… پس بهتر است خودتان دست به کار شوید.

 

دوک الینگتون
دوک الینگتون

 

چهارمین کار مهم | بخشنده باشید
قدمی مهم… که اکثرمان یادمان میرود یا نمیتوانیم برداریم !

اگر بخشنده نباشید، اگر زندگی را آسان نگیرید، اگر اتفاقات زندگی را راحت نپذیرید… زندگی به کام تان تلخ و دلسرد کننده خواهد بود. اگر خیلی سخت در برابر زندگی بخواهید بایستید و آنچه را که خودتان میخواهید به زندگی دیکته کنید، زندگی هم همینطور با شما رفتار خواهد کرد.

پس، ببخشید و بخشنده باشید؛ اما فراموش نکنید.
اگر کسی به شما خیانت کرده، اگر شریکی با شما صادق نبوده، اگر… اگر… و اگر هزاران اتفاق بدی که افتاده و زندگی تان را بر باد داده را بخواهید نبخشید و برای همیشه کینه به دل بگیرید، فقط درحال نوشیدن سم روزانه به صورت روزانه هستید.

مارک تواین میگوید «خشم و نفرت در وجود هرکس، همانند اسید می مانند که ظرفی را هم که آنها را در خودش نگه داشته را هم حل و نابود میکنند.»

 

جمعبندی؛
در شرایط بحرانی زندگی، امیدتان را از دست ندهید. همین که بدانید از پس این بحران بر خواهید آمد، راه تان را برای خروج از بحران پیدا میکنید؛ البته چهار قدمی که خواندید را حتما باید اجرا کنید.

 

در همین زمینه، نوشته های زیر را هم بخوانید :

مقالات قبلی که منتشر شدند : مقالات بیشتر از این نویسنده

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**