داستان موفقیت احسان سلحشور، کارآفرین ایرانی که از هیچ به هرچه‌ میخواست رسید

چه چیزی باعث موفقیت این جوان ایرانی شد؟...

15

آیا شما از آن دسته آدم هایی هستید که جغرافیا دوست دارید؟
یا مثل من ترجیح می دهید همه مسائل را از دید روانشناسی و روانشناختی نگاه کنید؟

من همیشه عادت دارم به تاریخ و جغرافیا  چاشنی روانشناسی اضافه کنم. مثلا اگر از من بپرسید بزرگ ترین اقیانوس جهان را نام ببر، جواب خواهم داد: ذهن هر شخص بزرگ ترین اقیانوس جهان است.

حرف من شاید از نظر علمی درست نباشد اما بهترین توصیف  برای بزرگی  ذهن و قدرت افکار ماست.

حتما تا به حال مطالب زیادی درباره ذهن و قدرت افکار خواندید و به خوبی می دانید که افکار ما می تواند سرنوشت ما را عوض کند. تلوزیون پر از تبلیغاتی است که ما را تشویق می کنند تا مثبت فکر کنیم؛ وبسایت های زیادی درباره مثبت اندیشی مطالب می نویسند و روانشناسان زیادی سعی دارند این باور را در ما ایجاد کنند که افکار ما کیفیت زندگی مان را می سازند.

در این میان شاید شما به سراغ منابع، کتاب ها یا آدم هایی بروید که افکار منفی را به ذهن و افکارتان تزریق می کنند. آدم هایی که نمی خواهند باور کنند ذهن قدرت جادویی دارد و اگر با خودت تکرار کنی نمی توانم پس نخواهی توانست اما اگر باور کنی می توانی تحت هر شرایطی از پس انجام کارها بر خواهی آمد.

همانطور که در مقاله «چرا در زندگی بیشتر از سقف باورهایتان به شما داده نمیشود؟» قبلا خواندید، این ما هستیم که با افکار روزانه مان انتخاب می کنیم خوشبخت یا بدبخت باشیم؛ پولدار یا فقیر باشیم، خوش شانس یا بدشانس باشیم، زود پیر شویم یا جوان بمانیم و به طور کلی برنده یا بازنده بودنمان را با افکاری که در ذهن داریم تعیین می کنیم.

اگر مثل بازنده ها فکر کنیم، در زندگی واقعی نیز به آن می رسیم اما وقتی افکار برنده ای در ذهن داریم، و در اوج مشکلات مطمئن باشیم به خوشبختی و پول می رسیم، بدون شک اتفاقات خوب برای ما رقم خواهد خورد. من این حرف را با توجه به زندگی افراد معروف و موفق مثل اپرا وینفری، توماس ادیسون، کریس گاردنر و … می گویم که توانستند در اوج مشکلات موفق شوند.

خب تا این جای ماجرا شاید شما هم جزو آدم هایی باشید که معتقدند این افراد در کشور و موقعیت دیگری زندگی می کنند و وضعیت کشور خودمان را بهانه ای برای افکار منفی و شکست خورده تان بدانید.

اما اگر به شما بگویم در کشور ما جوان هایی زندگی می کنند که در بدترین وضعیت توانستند به موفقیت برسند؛ آن وقت دیگر جای هیچ بهانه تراشی نمی ماند.

احسان سلحشور یکی از مدیران موفق صنعت بیمه، مربی فروش و نویسنده کتاب ارتش صلح است که فعل خواستن را صرف کرد و نشان داد در بدترین شرایط نیز می توان به موفقیت رسید. آشنایی من با سرگذشت این کارآفرین جوان باعث شد بفهمم مسیر انتخابی ام اشتباه نیست، چون در حقیقت آقای سلحشور موقعیت های بسیار بدی را از سر گذرانده بود و  رمز موفقیتش در باوری بود که در ذهنش همراه خود داشت.

باوری که من همیشه با خودم همراه دارم یعنیجنگیدن برای ساختن روزهای خوب حتی با دست های خالی و امید به آینده.داستان زندگی گذشته آقای سلحشور پر از کمبود ها و نداشتن ها بود، وقتی هیچ دارایی نداری، هیچ کس پیشتوانه تو نیست، بی گناه در زندان هستی، چه عاملی غیر از یک ذهن مثبت می تواند محرک تو شود که به آینده امیدوار باشی و در زندان درس بخوانی؟

خیلی ها در اولین مانع تسلیم می شوند؛ فقط کافیست زندگی کمی بر وفق مرادشان نباشد؛ مثلا پروژه شان رد شود یا نمره کم بگیرند؛ اخراج شوند؛ کسی با آن ها تندی کند، استخدام نشوند و … خیلی راحت زانوی غم بغل می گیرند و همه تقصیرها را گردن بدشانسی، سرنوشت و  نداشتن پارتی می اندازند و دیگر تلاشی نمی کنند.

اما می خواهم رک صحبت کنم! این ها همه بهانه است و فقط دارید خودتان را گول می زنید تا زحمت تلاش کردن به خودتان ندهید. اگر کسی واقعا بخواهد به موفقیت، ثروت و خوشبختی برسد، در بدترین شرایط نیز می تواند موفق شود و احسان سلحشور یک مثال زنده برای این حرف من است.

کسی که پدر، پول،  تکیه گاه و پیشتیبانی نداشت اما یک فکر امیداوار داشت که حتی بلند تر از دیوارهای زندان بودند.
داستان زندگی احسان سلحشور می تواند الگوی جوان هایی زیادی باشد که در شرایط مشابه یا بهتر هستند اما به خاطر موانع زندگی شان بهانه تراشی می کنند.

شاید برای خیلی ها این سوال پیش بیاید؛

من به عنوان نویسنده این مقاله
آیا به حرفی که می زنم عمل کردم
یا فقط می خواهم یک مقاله بنویسم تا خواننده را سرگرم کنم؟

خب جواب این سوال را اطرافیان من بهتر از خودم می دانند؛
شرایط سخت زندگی من برای خیلی از دخترهای هم سن و سالم فقط در حد یک قصه است.

با وجود این که هنوز راه زیادی برای موفق تر شدن دارم اما در شرایطی فعلی هم خودم را دختر موفقی می دانم. وقتی در بدترین شرایط زندگی با بیماری دست و پنجه نرم کردم یا تسلیم شرایط بد نشدم و برای یافتن راهی به این در و آن در زدم، فهمیدم ما انسان ها نا محدود هستیم و اگر گاهی به بن بست می رسیم به خاطر ذهن محدودمان است که می خواهد به ما تلقین کند که تو ضعیفی؛ تو نمی توانی؛ هیچ کس پشت تو نیست و …

من محدودیت ها را باور نکردم و هیچ وقت هم باور نخواهم کرد؛
به خاطر همین هر حرفی که در مقالاتم می زنم؛ خودم تجربه کرده ام و به نتیجه رسیدم.


اگر فکر می کنید در شرایط بدی به سر می برید یا دنیا وفق مراد شما نیست؛ مطمئن باشید تسلیم شدن راه درستی نیست؛ تفاوت انسان های شکست خورده و موفق در این است که فرد موفق حتی با وجود دست های خالی و پاهای بدون کفش نیز به مسیر خود ادامه می دهد و باور دارد که یک روز موفق خواهد شد.

محدودیت های را که ذهن یا اطرافیان تان به شما تلقین می کنند، باور نکنید و سعی کنید کنترل ذهن تان را در دست بگیرید و ایمان داشته باشید تحت هر شرایطی بالاخره موفق خواهید شد.


در همین زمینه مقالات زیر را از دست ندهید :

15 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. محسن رضوی می گوید

    سلام ، ابتدا با تشکر فراوان از سایت 12CEO,سپس اننتقاد سازنده ، البته این نظر منه که کیفیت مطالب پایین اومده و به روز رسانی کلیپهای اموزشی هم تاخیر داره.

    1. پشتیبانی سوخت جت می گوید

      با سلام و تشکر از حسن توجه شما؛
      این مقاله با توجه به درخواست دوستان به زودی بروزرسانی خواهد شد و نسخه کاملتری در اینجا قرار خواهد گرفت.
      در خصوص کلیپ‌های آموزشی، سخنرانی کامل «تشنه موفقیت باشید» از لس براون به مدت ۴۵ دقیقه از هفته پیش بر روی وبسایت قرار گرفته و دو کلیپ انگیزشی قبل از آن در وبسایت بخش کلیپ‌های انگیزشی قرار گرفت… با توجه به بازخورد مثبت توسط شما کاربران عزیز تصمیم گرفتیم بیشتر کلیپ‌های انگیزشی و آموزشی، سخرانی و آموزشی‌های تصویری در بخش ویدیو‌ها و پیشنهاد ویژه قرار دهیم.

  2. محسن رضوی می گوید

    مقاله خوبی نبود ، کلا 12CEO رو چند سالی دنبال میکنم کیفیت و مدت بروز رسانی

  3. شکوفه می گوید

    سلام از مقاله خوبتون ممنونم من خیلی با مقاله هاتون ارتباط برقرار میکنم مطلباتون فضایی نیست چیزاییه که تو زندگی افراد رخ داده واقعا من شاید اگه جای اقای سلحشور بودم همون تو زندان تسلیم میشدم و به فکر فرو میرفتم و خودم رو سرزنش میکردم ولی کار ایشون بهانه ها رو از آدم میگیره و بقول شما میگه ذهن واراده چه کارها که نمیتونه بکنه مرسی از جمله های واقعی و انگیزشیتون

  4. مخاطب همیشگی می گوید

    خانم شیردل دوست داشتنی

    مقالتون پر از امید و زندگی بود. من به جای این که بیام تمرکز کنم روی ناهماهنگی اسم مقاله و محتوا، تمام تمرکزم رو روی مطالب مفید این مقاله گذاشتم. نکات خوبی یاد گرفتم. دقیقا ما همیشه سعی می کنید رو خالی ها و منفی ها تمرکز کنیم، نمونش همین کسایی هستن که اومدن کامنت گذاشتن و ب شما پریدن. خب دوست عزیز زندگی نامه نیست اما نکات خوبی داره این مقاله…سعی کردی اونا رو یاد بگیری یا فقط اماده کوبیدن نویسندش بودی؟
    تو زندگی شخصی و کاریمونم همینه خوبی ها رو نمیبینیم و تمام فکر و ذکرمون رو یکم نقصیه که هس.
    تو کامنت گفتین عنوانو شما انتخاب نکردید ولی پیشنهاد من برا عنوان که تیمتون می تونن استفاده کنند اینه که ویژگی که باعث شد احسانه سلحشور از هیچ به همه برسد یا چیزای مشابه
    در هر حال موفق باشین نویسنده موفق و دختر توانا من خودم ازاین مقاله لذت بردم کاری هم با عنوان ندارم

    1. فاطمه شیردل نمینی می گوید

      ممنون از این نگاه مثبت و پر از انرژی شما
      مطمنم اگه همه نگاه شما رو تو زندگیشون داشتن همه جا گلستان میشد
      این که بتونی نیمه پر لیوانو ببینی خودش یه هنره
      ممنونم ک انقد خوب توجه کردید به عمق مطلب
      و ممنون از عنوان پیشنهادی شما
      باعث افتخاره مخاطبان همیشگی مثل شما داشته باشم که انقد دریچه نگاهشون قشنگه

  5. ftyazdi می گوید

    با سلام، واقعن این داستان آقای سلحشور خیلی آموزنده بود،منکه عمیقا تحت تاثیر قرار گرفتم. خانم شیردل عزیز خودتون یکبار دیگه مقالتون رو بخونید لطفا

    1. فاطمه شیردل نمینی می گوید

      دوست عزیز من تو کامنت های دیگم جواب دادم و تکرار می کنم هدف من مقاله انگیزشی بوده و انتخاب تیتر و عنوان مقاله با من نیست بخاطر همین این موضوع رخ داده. من هدفم از این مقاله نشون دادن این موضوع بود ک میشه در شرایط سخت کار کرد و تسلیم شرایط نشد.

      1. ftyazdi می گوید

        با سپاس از مقالات و کلیپهای بسیار مفید سایت شما وهمچنین مقالات جالبی که پیش از این شخص شما برامون فراهم کرده بودین.
        بعد از خوندن توضیحاتتون، فکر میکنم ما اعضای سایت شما ، چون همیشه مقالات خوب و انگیزشی بسیار قوی ای از شما و سایر همکارانتون خوندیم سطح توقعمون روز به روز بالاتر رفته و اصلن انتظار همچین مطلبی رو نداریم و برای همین واکنش نشون دادیم .
        به امید پیشرفت روزافزون برای همه شما عزیزان که زحمت میکشید تا مطالبی رو فراهم کنید که به ما انگیزه بدین

  6. Hamzeh می گوید

    مقالتتون ضعیف شده.هرچیزی را ننویسید.یک چیزبنویسید ولی درست.مثل اپل که تنوع خیلی کم درتولیدلبتاپ دارد ولی بیشترین فروش وبالاترین کیفیت درهمان لبتاپها هست.

  7. حمید می گوید

    من که نفهمیدم کجای این مقاله مربوط به زندگی ای کار افرینی بود!!

    1. فاطمه شیردل نمینی می گوید

      ممنون از نظرتون
      اما هدف من از این مقاله زندگی نامشون نبوده فقط انگیزشی بوده و چون تیتر مقاله رو من انتخاب نمی کنم یه ناهماهنگی پیش اومده

  8. علی می گوید

    با سلام اگر شما به این میگی داستان زندگی من حرفی ندارم ، به کجای زندگی این بنده خدا اشاره کردی ، کجا بوده ، به کجا رسیده ، چطور رسیده ، این ها را تعریف کردید؟ یا فقط گفتید زندان بوده الان فرد موفقی توی بیمه است . من هم بیمار بودم ، جنگیدم الان فرد موفقی هستیم . لطفا خانم نویسنده موفق ، اول یک مقدار روی داستان نویسی کار کنید بعد دست به قلم بشید . با تشکر

    1. فاطمه شیردل نمینی می گوید

      دوست عزیز ممنون از نظر شما
      این داستان زندگی نبود من خودمم این مقاله رو با هدف داستان زندگی ننوشتم و هدفم فقط مقاله انگیزشی بود که از یک کارافرین ایرانی انگیزه بگیریم برای ادامه دادن به شرایط سخت.
      انتخاب تیتر مقاله بر عهده من نیست. و حتما همکارهام هم صلاح دونستند این عنوان رو انتخاب کردند. اما در کل هدف من داستان زندگی نبود و انگیزشی بود.

    2. فاطمه شیردل نمینی می گوید

      دوست عزیز می تونید تو همین سایت داستان زندگی هیوندا یا کریس گاردنر رو بخونید که من نوشتم و کاملا میدونم داستان زندگی نویسی چجوری هست.
      اما این مقاله هدفش داستان زندگی نبود. به هر حال حرف شما متین

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**