دونالد ترامپ؛ رهبری منفور با درس های طلایی موفقیت | قسمت سوم

چهره های بزرگ دنیا ویژگی های منفی و مثبت زیادی دارد...

3

موفقیت شغلی = پشتکار + ابتکار + کار مورد علاقه

دونالد ترامپ حالا رئیس‌جمهور بزرگ‌ترین کشور دنیا از نظر اهمیت و پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیک و نظامی و … شده است؛ رئیس‌جمهور کشوری که آن را به‌نوعی(!) بزرگ‌ترین امپراطوری تاریخ هم می‌دانند.

اما قبل از ترامپِ رئیس‌جمهور و منفود، ما یک ترامپ موفقیتی هم داشتیم که کتاب‌هایی درباره پیشرفت و توسعه فردی می‌نوشت و آرا و اندیشه‌ها و پیشنهادهایش را در این کتاب‌ها، با دیگران به اشتراک می‌گذاشت. تا قبل از این‌که رئیس‌جمهور هم شود، کلی آدم موفقی بود؛ هرچند که ضعف‌های شخصیتی و اخلاقی خودش را هم داشت.

اما نباید فراموش کرد که به قول دکتر احمد حلت، بنیانگذار مجله موفقیت :

«ریاست جمهوری ترامپ جدا از این‌که چه جور آدمی است،
از این نظر اهمیت دارد که با فرمول‌های مرسوم موفقیتی به چنین جایگاهی رسیده
و این، بدان مفهوم است که این فرمول‌ها، جواب می‌دهند.
»

اما چنین آدمی، چطور شده که به چنین موفقیت‌هایی رسیده و حتی حالا، رئیس‌جمهور بزرگ‌ترین کشور دنیا شده؟
جدا از علمی بودن یا نبودن نظراتش، به‌عنوان یک آدم خیلی موفق می‌شود روی آن‌ها حساب باز کرد. پس این شما و این هم سلسله مطالب دنباله‌دار «دونالد ترامپ؛ رهبری منفور با درس های طلایی موفقیت»

در این سری مقالات نمیخواهیم بپردازیم به گذشته و بیوگرافی دونالد ترامپ، چرا که قبلا در «پرونده مرموز دونالد ترامپ؛ نمایش، سیاست و هنر معامله» کامل به آن پرداختیم، در این سری مقالات میخواهیم درس های موفقیت دونالد ترامپ را در طول عرصه های مختلف زندگی را بررسی کنیم.

سلسله مقاله‌هایی که همه‌شان را باید با هم بخوانید و خواندن یکی، دو تا از آن‌ها، به کارتان نخواهد آمد…


 همه توصیه می‌کنند که باید بسیار کار کرد… البته این خیلی خوب است؛ و باید بسیار کار کرد.
وقتی‌که بسیار کار می‌کنید، هم طول و عرض کارتان و هم عمق آن افزایش می‌یابد.

قاعده این‌چنین است کسانی که عادت دارند بیشتر کار می‌کنند، عمق کارشان و راحتی کار برای آن‌ها، از کسانی که عادت به این امر ندارند، بیشتر و بهتر است. ساده‌تر این‌که :

  • هم محصولات بیشتری تولید می‌کنند و به نتایج بیشتری می‌رسند
  • هم این‌که نیروی کار و عمق کار آن‌ها بیشتر و بهتر خواهد بود

اما این‌همه ماجرا نیست؛ و صرفاً با بیشتر و بیشتر کار کردن نمی‌توان به موفقیت‌های طلایی رسید.

پس چه چیزهای دیگری لازم است؟

ترامپ می‌گوید که باید به خلاقیت و نوآوری و ابتکار نیز اهمیت داد. خود او نیز از این نگرش بسیار استفاده کرده است. در اهمیت نوآوری و ابتکار برای دنیای رقابتی امروز، نمی‌توان شک و شبهه‌ای وارد کرد. هر جایی که کار می‌کنید، حتماً باید کار شما، آمیخته به ابتکار شما باشد.

شاید بتوان فرمول موفقیت را چنین توصیف کرد که :

موفقیت شغلی = پشتکار + ابتکار + کار مورد علاقه

یوزف براونر، مدیر آلمانی معتقد است که «نوآوری‌ها توسط بازار هدایت نمی‌شوند،‌ بلکه بازار را هدایت می‌کنند. بهای چنین هدایتی، تنگی نفس دائمی است.»

کارل هارینس بکورتس، دیگر مدیر آلمانی نیز معتقد است که «قدرت ابتکار عمل، بیشتر و بیشتر مبدل به کلید توانایی رقابت می‌شود. ما باید نیمی از محصولاتی که طی پنج سال آینده قصد فروش آن‌ها را داریم، تازه تولید کنیم.»

و بسیاری دیگر درباره اهمیت نوآوری، بسیار گفته‌اند.

ترامپ البته در این زمینه کمی شکسته‌نفسی می‌کند و می‌گوید که مردم، عادت دارند به چیزهای جدید، صفت خلاقانه بدهند؛ درحالی‌که واقعاً اتفاق عجیبی نیفتاده است. چیزهای جدید، صرفاً از کنار هم قرار داده شدن چند چیز موجود دیگر شکل گرفته است، به همین راحتی.

خود ترامپ یکی از ایده‌های خلاقانه‌اش، هتل‌خانه‌هایی بوده است که در برج ترامپ راه انداخته است.
این ایده، ترکیب هتل و خانه و آپارتمان بوده است که بسیار هم مورد توجه قرار گرفت و هم در داخل آمریکا و هم خارج آن،‌ بسیار مورد تقلید و تکرار واقع شد.

او معتقد است که ایده‌های خلاقانه‌اش، اتفاقاً خیلی هم منطقی بوده است، فقط ظاهرش کمی نو و خلاقانه بوده.

او از آهنگ‌سازی به نام استیو رایش، که موسیقیدان معروفی هم بوده است، یاد می‌کند که هنگام رانندگی و درحالی‌که داشته به یکی از موسیقی‌هایش فکر می‌کرده، ناگهان روی حرکت برف‌پاک‌کن و صدای آن تمرکز می‌کند و یکی از موسیقی‌های ماندگارش با ریتم همین حرکت برف‌پاک‌کن شکل می‌گیرد.

نوآوری یعنی وقتی بازار محصول شما را دید، فریاد بزند هورا…
ـــناشناس

ترامپ این نگرش را، تمرکز چندمرحله‌ای می‌داند؛ این‌که در آن واحد روی دو موضوع مختلف فکر کنید.

درواقع او اشاره می‌کند که مواد اولیه ابتکار، از مواد کاربردی و روزمره همیشگی به دست می‌آید و به همین دلیل، باید حواس‌مان به اطراف باشد و همیشه تفکر و نگرشی سنتی و یکنواخت نداشته باشیم.

این همان چیزی است که استیو جابز و دیگران نیز از آن سود برده‌اند؛ ترکیب کردن چیزهای مختلف باهم. استیو جابز می‌گوید از این بابت حتی عذاب وجدان هم داشته است؛ چراکه واقعاً کاری انجام نداده و فقط چیزها را کنار هم چیده است.

ترامپ در جای دیگری، اشاره به جمله‌ای از ساموئل جانسون می‌کند و می‌گوید «انسان‌های بزرگ را از هدف‌های بزرگی که دارند بشناسید و انسان‌های عادی را، از آرزوهای بزرگی که دارند.» لابد یادتان مانده است که فرق هدف و آرزو چیست؟

هدف چیزی است که ازنظر منطقی و روی کاغذ امکان‌پذیر بوده و سپس تبدیل به طرح و گام‌ها و کنش‌های روزانه شده باشد. اما آرزو، ازنظر منطقی و روی کاغذ، نه امکان‌پذیر است و درنتیجه، نه برایش می‌توان کنش‌های روزانه در نظر گرفت.

ترامپ معتقد است که باید وقت‌هایی هم خلاف جهت آب شنا کنید. این، می‌تواند موتورمحرکه نوآوری شما باشد، چراکه نه؟

خود او یک روزی، آرزوی ساختن برجی مثل برج منهتن را داشت. پدرش از این چشم‌انداز پسرش تعجب کرده بود. او معتقد بود که دنیا پر از افکار منحصربه‌فرد است و این افکار، یعنی افکار خلاقانه و مستقل و ناب.

ترامپ همچنین معتقد است که همیشه آسان‌ترین راه، چندان راه خوبی هم نمی‌تواند باشد. حتی یکی از کارمندانش را سر این قضیه اخراج کرده بود. ماجرا ازاین‌قرار بود که :

سر یکی از پروژه‌ها، کارمندش گفت که احساس می‌کند به‌اندازه کافی خوب شده باشد. ترامپ هم سریع اخراجش کرده بود. وقتی دلیل را پرسیده بودند، گفته بود که برایش هیچ‌وقت هیچ چیز به‌اندازه کافی خوب نیست و اگر کارمندی این‌جوری فکر می‌کند باید برود رد کارش و کاری به کار او نداشته باشد.

قاعده ترامپ چنین بود ک ه:

ما آدم‌هایی را لازم داریم که مسیرهایی طولانی‌تر را طی کنند، افکار منحصربه‌فردتری داشته باشند، سپس از خوب‌ها بهترین‌ها را بسازند و تازه، به بهترین‌ها هم راضی نشوند.

او معتقد است که باید سرسخت باشید و استانداردهای بالایی داشته باشید و راحت راضی نشوید؛ نه از خودتان و نه از چیزهای دیگر. ازنظر دونالد، این راه رسیدن به قله‌ها است؛ البته درصورتی‌که حواستان را جمع کنید و اسیر گرداب‌ها نشوید…

میتوانید قسمت های قبلی را از اینجا بخوانید :

  1. قست اول
  2. قسمت دوم

زندگینامه و توصیه های دونالد ترامپ را میتوانید از اینجا بخوانید :

مقالات قبلی که منتشر شدند : مقالات بیشتر از این نویسنده

3 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :

  1. Omid Ghorbani می گوید

    من دارم حس میکنم چرا آمریکا ابر قدرت دنیاست

  2. sasan oji می گوید

    خیلی دیگه این مقاله تون دنباله دار شده

    1. مریم نگاریان می گوید

      اتفاقا به نظر من خیلی خوبه هم حجم مطالب رو کاهش میده هم با جذابیتی که داره ادم دوست داره دنبالشون کنه

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**