کلیپ آموزشی «چطور از زندگی تان یک شاهکار واقعی بسازید»

اختصاصی برای اعضای ویژه - قابل دانلود فقط تا ۲۸ شهریور 


درس های بزرگ از شخصیت های بزرگ؛ دکتر نادر نصیری، فوق تخصص چشم، جهانگرد و کارآفرین (قسمت سوم)

5

وقتی زمان به هر حال خواهد گذشت، پس بیشترین تلاشت را بکن

 جیم ران، استاد بزرگ توسعه فردی که بسیار دوستش می‌دارم، معتقد است که میزان پیشرفت شما در پنج سال آینده را، دو چیز مشخص می‌کند؛

  1. کتاب‌هایی که می‌خوانید بر شما تاثیر میگذارند
  2. آدم‌هایی که ملاقات می‌کنید و با آنها وقت میگذرانید

پس باید این دو را جدی‌تر بگیرید و برایش برنامه‌ریزی داشته باشید.
من درگذشته کتاب‌های زیادی خوانده‌ام و در دوران کار رسانه‌ای خودم، با آدم‌های مختلف، گاه مشهور و گاه عادی و گاه موفق و گاه شکست خورده، روبه‌رو شده‌ام.

درس‌های زیادی از آن‌ها آموخته‌ام. شاید این درس‌ها، به کار شما هم بیاید.
تصمیم گرفته‌ام بخشی از این درس‌ها را باهم مرور کنیم؛ شاید گره‌ای از کار شما بگشاید، همان‌طور که گره‌ای از کار من گشودند.

ملاقات‌های پی‌درپی با دکتر نادر نصیری، برای من فرصت بسیار مغتنمی بوده. آشنایی ما با این چهره، از اینجا شروع شد که نیت کرد کتاب خاطراتش را بنویسد؛ به همین دلیل جلساتی را با یکدیگر گذراندیم.

دکتر نادر نصیری، متخصص چشم‌پزشکی، جهانگرد و البته یک کارآفرین است.
او فوق تخصص قرنیه داشته و در تأسیس و راه‌اندازی بعضی از مراکز چشم‌پزشکی و پزشکی، مشارکت داشته است.

و اما برگردیم به درس‌هایی که از این چهره دوست‌ داشتنی گرفته‌ام؛ مردی که هنوز هم وقتی یاد حرف‌هایش می‌افتم، به خودم می‌بالم که افتخار ملاقات با او را یافته‌ام.

اولین درسی که از او گرفته‌ام، «سخاوت» بوده است.
حتی خواهرانش که دریکی از مصاحبه‌های ما حضور داشتند، اشاره می‌کردند که نادر، سخی‌ترین عضو خانواده ماست.

او به‌واسطه پزشک بودنش، هدیه‌های مختلفی از مراجعان خود دریافت می‌کند؛ هدیه‌هایی که نشان از لطف دیگران به او دارد. اما او این هدیه‌ها را، همان‌طور که می‌گیرد، همان‌طور هم به دیگران می‌دهد. بعید است به‌عنوان یک دوست، نزد او مراجعه کنید و هدیه‌ای دریافت نکنید.

اصلاً انگار که یک اصل مقدس برای او شده است؛ کسی را دست‌خالی از پیش خود روانه نمی‌کند !
همین سخاوت او باعث شده است تا پاسخ کارهایش را به‌خوبی دریافت کند و به‌قول‌ معروف، خدا برایش بسازد و به موفقیت‌های درخشانی برسد.

درس بزرگ بعدی، «تلاش کردن» بوده است.

دکتر نصیری تعریف می‌کند که از کودکی دوست داشته جهانگرد شود. پدرش هم همیشه در آرزوی چشم‌پزشک شدن بوده است. چرا؟ پدربزرگ نادر، شاخ درختی به یکی از چشمانش می‌رود و بینایی‌اش را از دست می‌دهد. او را به شهر می‌آورند. پدر دکتر نادر نصیری هم همراه پدربزرگ نادر می‌آید. اما عفونت ایجاد شده به چشم دیگر می‌زند و آن را هم نابینا می‌کند. آن‌ها با شرایط سختی به تهران آمدند؛ درحالی‌که پول چندانی نداشتند.

پدر نادر که پدرش را فراوان دوست می‌داشت، از این قضیه و این‌که هیچ متخصصی نبوده که کمکشان کند، ناراحت می‌شود. از دیدن شرایط پدرش در هنگامه نابینایی هم بسیار رنج می‌کشد. تا این‌که تصمیم می‌گیرد به تهران بیاید و چشم‌پزشک شود.

او با مشکلات فراوان ولی با تلاش عجیب خود، موفق می‌شود پزشک اطفال بشود. به‌واسطه لرزش دستی که داشته، او را مناسب چشم‌پزشکی تشخیص نمی‌دهند.

پدر نادر امیدوار بوده یکی از فرزندانش چشم‌پزشک شود تا به آرزویش برسد. هیچ‌کدام چشم‌پزشک نمی‌شوند. او که علاقه پسرش به جهانگردی را می‌بیند، سیاستی به خرج می‌دهد. به او می‌گوید تو که می‌خواهی به کشورهای مختلف بروی، نمی‌توانی بدون پول که بروی؛ بهتر است تخصصی یاد بگیری که هر جا رفتی، به تو کمک کند و تو را بپذیرند.

نادر می‌پرسد چه تخصصی؟ پدر می‌گوید پزشک شو.
نادر هم می‌رود و پزشک می‌شود. تا این‌که سرانجام پدر نادر بعد از پزشک شدن نادر (که البته به قول خود این چهره، همراه با نمره‌های ناپلئونی و صرفاً به‌قصد گرفتن مدرک برای رفتن به کشورهای دیگر و جهانگردی بوده) از آرزویش برای او می‌گوید و این امر، بسیار بر او تأثیر می‌گذارد، تا این‌که تصمیم می‌گیرد چشم‌پزشک شود.

او که با نمره‌های ناپلئونی در پزشکی قبول شده بود، حالا باید خیلی خیلی سخت تلاش می‌کرد.
تلاش او واقعاً مثال‌زدنی بود. سرانجام، چشم‌پزشک شد، به بیش از شصت کشور مختلف سفر کرد، مراکز پزشکی مختلفی را راه‌اندازی کرد و…

او اشاره می‌کند زمانی که برای تخصص درس می‌خوانده، فامیل او را مسخره می‌کردند که شب و روز نداری و داری وقتت را تلف می کنی؛ اما حالا جوری شده است که همان فامیل، به او افتخار می‌کنند.

دکتر نصیری معتقد است که بالاخره زمان می‌گذرد… ده سال را در نظر بگیرید؛ چه ما نهایت تلاش مان را بکنیم و چه هیچ تلاشی نکنیم، به‌هرحال این ده سال سپری خواهد شد.

پس بهتر که وقتی سپری شد، دست‌کم تلاشی کرده باشیم که بتوانیم از دستاوردهایش استفاده کنیم. ایده جالبی است :

به‌هرحال، زمان برای تلاشگر و تنبل، به یکسان خواهد گذشت؛
اما دستاوردها به یکسان نخواهد بود.

وبسایت رسمی دکتر نادر نصیری؛
راستی از همین سری، مقالات زیر را هم توصیه میکنیم بخوانید :

مقالات قبلی که منتشر شدند : مقالات بیشتر از این نویسنده

5 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :

  1. نارسیس می گوید

    خیلی خیلی خیلی عالی بود

  2. barbara می گوید

    این قسمت اخرش بسیار عالی گفته: برای تاکید بیشتر کامنتش میکنم.
    ” بالاخره زمان می‌گذرد… ده سال را در نظر بگیرید؛ چه ما نهایت تلاش مان را بکنیم و چه هیچ تلاشی نکنیم، به‌هرحال این ده سال سپری خواهد شد.

    پس بهتر که وقتی سپری شد، دست‌کم تلاشی کرده باشیم که بتوانیم از دستاوردهایش استفاده کنیم.

    به‌هرحال، زمان برای تلاشگر و تنبل، به یکسان خواهد گذشت؛
    اما دستاوردها به یکسان نخواهد بود.”

  3. الی زمانی می گوید

    ممنون از مطالب بسیار خوبتون مخصوصا این سری مقالاتتون که ما رو با افراد سرشناس ایرانی در زمینه ی کارافرینی اشنا می کنید

  4. dr_miraz می گوید

    این سری از مقالات واقعا جالب نیست..واقعا چیز درخوری نداره..امیوارم این آخرین سری از مقالات شخصیت ها باشه..

    1. Farhad می گوید

      من حالا نظرم با شما متفاوته و این سری مقاله ها رو بسیار موثر میدونم برای اینکه افراد موفق ایرانی را معرفی میکنه که بسیار الهام بخش هستند

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**