دو تکنیک برای اینکه به سرعت برق و باد در شغل تان موفق شوید

5

قرار نیست که همه کارآفرین باشند، اما قرار است همه موفق بشوند !
خیلی ها، درگیر کار در موسسات و اداره ها و شرکت های خصوصی و سازمان های دولتی و خصوصی بزرگ و کوچک و ریز و درشت هستند.

خب، این عده دوست دارند پیشرفت کنند، پست و مقام بزرگتری در اختیار داشته باشند و طبعاً، درآمدشان هم بهتر بشود.

این گروه چه کار باید بکنند؟
برایان تریسی، مربی بزرگ موفقیت، سعی می کند که به این سئوال مهم و حیاتی، پاسخ هایی روشن بدهد.

او اشاره می کند که روزی روزگاری، برای سخنرانی به یکی از دانشگاه ها رفته بود، صدها دانشجوی جوان در مقابلش نشسته بودند و او برایشان سخنرانی می کرد.

ناگهان عده ای، این سئوال را پرسیدند که ‘برای پیشرفت سریع در جایی که داریم کار می کنیم، چه باید کرد؟’ و البته تریسی هم، دو راهکار طلایی را در اختیار این دانشجویان گذاشته بود.

نگاهی می اندازیم به دو راهکاری که ما را، به سرعت برق و باد، به موفقیت شغلی و ارتقای شغلی خواهند رساند.

این دو تکنیک فقط برای افراد کارمند موثر نیست !
شما اگر فروشنده، کارفرما یا کارآفرین باشید، این تکنیک قدرت شگفت انگیزی در پیشبرد شما به سمت اهداف کاری تان خواهد داشت.

نکته جالب در مورد این دو تکنیک این است که افراد موفقی که از آن استفاده میکنند، به شدت سعی میکنند آنها را از شما مخفی کنند ! در حدی که حتی شما به فکرتان هم خطور نکند که آنها از این تکنیک ها برای پیشرفت با سرعت زیاد استفاده میکنند.

 

تکنیک طلایی اولبیشتــــــر کـــــار کـــــنید

صبح ها چه ساعتی سر کار تشریف می آورید؟
ساعت هشت، هفت و نیم یا هفت؟

سعی کنید نیم ساعت و حتی اگر امکانش بود، یک ساعت زودتر سر کارتان تشریف بیاورید !

ظهرها چقدر زمان صرف ناهار می کنید؟
این زمان را، سعی کنید تا جایی که می توانید، کمتر و کمتر کنید.

بیشتر ناهارهایی که در اداره ها و سازمان ها صرف می شود، به این علت به درازا می کشد که همکاران، گرم صحبت کردن می شوند و یک ساعتی، سرگرم غذا خوردن و صحبت کردن می مانند.

بعدش هم تا بیایند و موتورشان گرم بشود، یک ربعی طول می کشد.

سعی کنید ناهارتان را خیلی سریع بخورید؛
و حتی اگر امکانش بود، سر میزتان این کار را بکنید و غذاهای ساده و سریع و سالم بخورید؛ در کمتر از یک ربع ساعت…

عصرها کی به خانه بر می گردید؟
سعی کنید نیم تا یک ساعت، دیرتر به خانه برگردید. بیشتر کار کنید !

صبح زودتر بیایید، ناهار را سریع تر بخورید (و حتی سر میزتان) و نیز، عصرها دیرتر بروید؛
طی این ساعت ها هم، به شدت کار کنید.

به تلفن های غیرضروری پاسخ ندهید. ایمیل ها را تند تند چک نکنید. با همکاران خود شوخی نکنید. مجله و روزنامه نخوانید. به شبکه های اجتماعی سر نزنید، وب گردی نکنید و … به قول تریسی، حتی بدون هدر دادن یک ثانیه و یک دقیقه، به شدت کار کنید.

فکر میکنید خسته می شوید؟
وقتی که تمرکزتان را از دست می دهید، بلند شوید و چند تا حرکت کششی به خودتان بدهید تا روی فرم بیایید.

استراحت بین وعده های کاری، برای این که قابلیت بازگشت به کار را داشته باشید، خودش بخشی از کار است و یا این مقاله را بخوانید.

اما در این استراحت ها، به وب گردی و شوخی با همکاران و گپ و گفت و … نپردازید؛
سعی کنید مغزتان را آرام کنید و حرکت های کششی انجام بدهید و … .

 

چارلز داروین

 

به روایت برایان تریسی، بگذارید یک بازی دیگر را شروع کنیم :
فرض کنید که آخر ماه، قرار است بازرسی به محل کار شما بیاید و از دیگر همکاران، پرس و جو کند تا دریابد که سختکوش ترین و پرتلاش ترین فرد این سازمان و اداره و مرکز کیست… خب شما باید در این رقابت، برنده شوید.

پس هیچ زمانی را هدر ندهید؛ به سرعت کار کنید.
تاثیر بیشتری از این تکنیک میخواهید؟ خب این توصیه را با ایــن تکنیک هـــا ترکیب کنید !

 

و اما تکنیک طلایی شماره دو تعجب حضار را جلب کرد…
تکنیک طلایی دوممـسئـولیت هــــای بیـشتـری بـخـواهیــــــد

برایان تریسی در این مورد، داستان جالبی را از تجربیات خودش تعریف می کند :

«در سازمانی کار می کردم. از کارم ناراضی بودم.
تصمیم گرفتم به خودم حرکتی بدهم. به شدت، شروع کردم به کار کردن و پرونده هایی را که به من ارجاع می شد، سریع انجام می دادم.

بعد از مدتی، در شرکت مان معروف شدم. کسی اگر مشکلی داشت، به من مراجعه می کرد.
رئیس مان، تا پرونده ای را واگذار می کرد، سریع تحویلش می دادم.

یک بار آخر هفته، پرونده ای را تحویلم داد، صبح روز بعد از تعطیل آخر هفته، پرونده تر و تمیز و کامل شده روی میزش بود.
با تعجب نگاهی به من انداخت و گفت که نیازی نبود به این سرعت انجامش بدهی، ولی باز هم متشکرم از تو. سریع به او گفتم که رئیس، من کارم را دوست دارم و می خواهم که مسئولیت بیشتری بر عهده بگیرم.

رئیس هم به من اطمینان داد به فکرش خواهد بود.
چند وقتی گذشت و خبری نشد.
گاه و بیگاه، رئیس را که می دیدم، به او یادآوری می کردم که مسئولیت بیشتری می خواهم.

پرونده های محوله را هم، سریع انجام می دادم. علاوه بر این، کارهای دیگر رئیس را هم انجام می دادم؛
با پیش بینی نیازهایی که دارد و پرونده هایی که مورد نیازش است.

در شرکت معروف به سریع ترین و دقیق ترین کارمند شده بودم.
تا این که فرصت مورد نظر، از راه رسید: روزی پروژه ای، به شرکت محول شد. رئیس زنگ زد و مرا خواست. به من گفت می خواهم که این پروژه را انجام بدهم یا نه.
من هم بدون فکر، گفتم که بله.

سریع رفتم و تمام وقت، روی این پروژه کار کردم. چند تا کارمند هم به من داده بودند.

صبح ها زودتر می آمدم، عصرها دیرتر می رفتم، وقت ناهار را کار می کردم، آخر هفته ها را هم روی پروژه کار می کردم.

تا این که موفق شدم این پروژه را، زودتر از زمان موعود و با کیفیت خوب، تحویل رئیس بدهم.

پروژه های بعدی هم همین طور از راه رسید و من، از اتاق کوچکم، منتقل شدم به بزرگترین اتاق شرکت و بیشترین کارمندها در شرکت، زیر نظر من کار می کردند. حقوقم نیز، افزایش پیدا کرده بود. تا این که بعد از مدتی، پیشنهاد بهتری به من شد و به شرکت رقیب رفتم؛

با حقوق دو برابر جای قبلی. بعدتر فهمیدم حقوقی که در شرکت اول به من پرداخت می شد، در تاریخچه شرکت، به کسی پرداخت نشده بود…»

داستان جالبی بود، نه؟ شما چرا این کار را نمی کنید؟

مسئولیت بیشتری بخواهید…
البته یک نکته در این میانه وجود دارد: باید مسئولیت های قبلی تان را، به خوبی انجام داده باشید؛ سریع و دقیق و چابک. اگر قرار باشد بدون انجام دادن مسئولیت های قبلی، تقاضای مسئولیت جدید بکنید، در واقع رئیس تان را مسخره کرده اید.

از همین امروز به بعد، برای پیشرفت سریع و فوق العاده در هر جایی که هستید:

  • به شدت کار کنید؛ به سختکوش ترین کارمند اداره و شرکت و سازمان خودتان معروف شوید.
    • صبح ها زودتر بیایید، عصرها دیرتر بروید، وقت ناهار را به کار اختصاص بدهید
      (نگران استراحت تان نباشید؛ می توانید آخر هفته را به یک تعطیلات خوب یک روزه بروید یا استراحتی یک روزه داشته باشید بدون فکر کردن به کارتان، در هر چهار ماه، می توانید به یک تعطیلات یک هفته ای و هر سال، به یک تعطیلات دو هفته ای خیلی خوب بروید تا این چنین کار کردن، به شما فشار چندانی نیاورد؛ استراحت های بین وعده های کاری را هم که نباید فراموش کنید).
  • از کارفرما و رئیس خود، مسئولیت بیشتر و باز هم مسئولیت بیشتری بخواهید.
    • به صورت داوطلبانه از رئیس، مدیر یا کارفرمایتان بخواهید مسئولیت های بیشتر و سنگین تری به شما محول کند و آنها را با دقت و کیفیت هرچه بیشتر انجام و تحویل رئیس تان بدهید

این تمام ماجرا نیست، پیشنهاد خوبی برایتان داریم:

فقط یک فصل، به این دو تکنیک عمل کنید… فقط یک فصل !

بالاخره این یک فصل، خواهد گذشت؛ چه این کار را بکنید و چه این کار را نکنید.

خب، برای آینده و پیشرفت خودتان، یک بار این کار را امتحان کنید.
اگر جواب نگرفتید، همه قواعد موفقیت را کنار بگذارید. فقط یک فصل، به امتحانش می ارزد…

و البته در همین زمینه، نوشته های زیر را هم توصیه میکنیم بخوانید :

مقالات قبلی که منتشر شدند : مقالات بیشتر از این نویسنده

5 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :

  1. forughamb می گوید

    چقدر مطالبتون نکته های جالب و خوبی داره. سپاس از زحمات شما

  2. Rez می گوید

    ممنون بابت این مقاله ی فوق العاده. تکنیک دومی که اموزش داده بود واقعا موثر و خوب بود

  3. arefn می گوید

    درسته
    نکته مهمی داره
    ” باید کار قبلی را به پایان برسونیم … ”
    ممنون

  4. seyyed mehdi می گوید

    مثل همیشه عالی هستید

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**