راه اندازی کسب و کار تان در 10 روز (قسمت دوم)

2

 

یک ماجراجویی مخاطره آمیز میخواهد اتفاق بیافتد, یک کسب و کار در حال بازگشایی است که طرح اولیه اش در ذهنش شکل گرفته , یک بچه که باید ازش نگه داری کند؛ میشل فیش کاملا تحت فشار است. اما چیزی که باعث شد جهش داشته باشد یک اطلایه از سازمان مالیات آمریکا بود با عنوان اخطار جدی در خصوص پرداخت یک مالیت سنگین که نتیجه چندین کسب و کار که او هم شریک بوده , است.هیچ پولی نداشت… تمام برنامه ریزی ها , تمام جدول ها , تمام پیش بینی هایشان غلط از آب درآمده بود مخصوصا وقتی اوراق مالیات رابررسی می کردند, اما… استارتاپ موفق Charlotte در سال  2003 راه اندازی شد و تبدیل به پرسود ترین شرکت نیو یورک در سال 2004 شد.

جِرِمی اُستِرمیلر هیچ نامه ای احتیاج نداشت دریافت کند برای راه اندازی استارتاپ تکنولوژیکی که در منطقه دِنور کُلُرادو پایه ریزی کرده بود؛ اما قضیه به خوبی پیش نمی رفت زیرا دو راه بیشتر نداشت یا گذر سریع در تاریکی محض یا دست به سینه نشستن و منتظر سرنوشت بودن, خودش میگه “من میدونستم این استارتاپ باید سودآور باشد.” “من 500$ را هم که داشتم گذاشتم تو کار, چون قطعا نمیخواستم دیگر برگردم خونه و از پدرم پول بگیرم.”

جهش ناگهانی و فوق العاده سودآور استارتاپ های فیش و اُستِرمیلر آنها را از ورشکستگی قطعی نجات داد.امروزه  Charlotte با یک یکدهه سابقه درخشان و پرسود جزء شرکت های ممتاز فورچون 500است و البته چهارمین شرکت پرسود با کارآفرینی خانم نیز هست. و ازآن طرف شرکت چهارساله  اُستِرمیلر که یک سایت مانند سایت eBay است با محتوای تبلیغی امسال قرار است درآمد 20$ میلیون دلاری داشته باشد.

احتمالا این ماجراجویی های مخاطره آمیز , بدون استراتژی های اصولی قبل و بعد از راه اندازی اینگونه پیشرفت چشمگیری نمی کردند.قطعا راه اندازی یک کسب و کار در 10 روز برای افراد ترسو نسیت.همیشه هم قابل توصیه نیست اما شدنی است.در حقیقت ما این فرایند را در 10 روز فشرده کردیم؛ 10 روز متمرکز.

بخوانید تا بدانید چرا فیش و اُستِرمیلر و خیلی های دیگر با هزاران مشکل و فشار در یک حرکت جهشی در مدتی کوتاه یک کسب و کار اصولی و سودآور راه اندازی میکنند.

را2ه اندازی کسب و کار تان در 10 روز(،قسمت دوم)

راه اندازی کسب و کار تان در 10 روز
قسمت اول

قسمت دوم >

روز ششم :
فروش را شروع کنید

سودآوری یعنی فروش. استرمیلر و کارمندانش به این سطح رسیدند ؛قبل ازینکه شرکتشان راه اندازی شود.فروش فیش, قبل از شبکه سازیش شروع شد : “من هیچ پولی نداشتم, پس مجبور بودم بلند شوم برم بیرون پول کسب کنم” “در هر رویدادی در شهرمان که شامل 25 نفر بیشتر بود من قطعا حضور داشتم.”

برای راه اندازی فروش و بازاریابی, فریدمن اجازه داد افرادش در شبکه ارتباطی اش بدانند چه کاری دارد انجام میدهد. “ما یک تیم پشتیبانی داشتیم, یک عده آدم مشوق که به ما انگیزه میدادند ایده مان را اجرا کنیم.”

روز هفتم :
روی رسانه ها کار کنید

برای یک فروش فوق العاده , روابطتان را با رسانه ها قوی تر کنید.مانند فریدمن و تِرنِر که به این نکته توجه کردند رسانه ها میتوانند باعث رشد چشم گیر سود شرکتشان شوند. “ما در روز اول ورود به بازارمان به تمام شبکه های رادیویی دررابطه با خودمان و محصولمان خبر دادیم. ساعت 5 تمام شد. باور نکردنی بود نتایجش”.

همانطور فریدمن, در یک پیام تشکر که توسط یکی از مشتریانشان در روزنامه  واشینگتون پست انتشار شد, سیل عظیمی از درخواست ها به سویشان سرازیر شد. “ما را به اوج برد, باعث شد تیتر اول مجله مترو شویم.””دیگر وقت نداشتیم به تلفن ها جواب بدهیم, کارمان گرفته بود.”

روز هشتم :
وانمود کنید تا بوجود آورید

موفقیت معمولا یک پیشگویی کامبخش است. هرچقدر هم که کوچک شروع کردید, هرچقدر هم ردپای کمی از خود به جا بگذارید؛ بزرگ فکر کنید, و وانمود کنید که این کار به شما تعلق دارد. به گفته فریدمن “ما هیچ درآمدی نداشتیم, اما مانند شرکت های بزرگ رفتار میکردیم, حرف میزدیم حتی لباس میپوشیدیم.”

کالج هانک با یک لوگوی شیک,با 12 شماره تلفن , 15 ایمیل با افراد مختلف شرکت (روابط عمومی, فروش, تعمیرات) که همه آنها را یک نفر اداره میکرد؛ به نظر مردم یک شرکت بزرگ بود , همین امر یکی از دلایل عمده پیشرفت زود هنگام این شرکت شد. به قول فریدمن “داشتن یک تصویر بزرگ از شرکتمان نه تنها به ما اعتماد به نفس میداد, بلکه به مشتری ما حس معتبر بودن نیز میداد که بتواند به ما اعتماد کند.”

فیش راه دیگری انتخاب کرد؛ او یک نفر را به عنوان منشی قبل از راه اندازی شرکتش استخدام کرد به قول خودش این حس حرفه ای بودن را به شرکتش میداد.

روز نهم :
در و بر کسب و کارتان کار کنید.

برای کارآفرینان استارتاپی, سودآوری بیشتر به معنی کارکردن تمام وقت در و بر کسب و کارشان است_ حداقل برای چند روز و هفته اول_.همیشه یک جنگ نرم در کسب و کار وجود دارد جنگی بین مشتریان جدید و کسب و کار سابق. “ما تا ساعت 5 صبح کار میکردیم, باید تمام حفره های کاری را پر میکردیم, نباید مشتری را ناامید میکردیم.” این گفته فریدمن است.

وقتی روز به روز حجم کاریتان زیاد شد ,نشانه خوبی است, زیرا به معنی آن است مشتری دارید, حالا وقتش است وظایف را تقسیم کنید, افراد جدید استخدام کنید, نباید تمام کارها را خودتان انجام دهید.فریدمن توصیه میکند به گردش مالی دقت کنید, تمام داستان ها را میتوانید بفهمید.

روز دهم :
یک مهمانی ترتیب دهید.

با پایه ریزی که برای کسب و کارتان انجام دادید, شبکه ارتباطیتان را دعوت کنید, دوستان, فامیل ,آشنایان برای افتتاح شرکت بزرگتان تا یک تصویر زیبا و بزرگ در ذهن تمام افراد حک کنید و بهشان نشان دهید شما میتوانید و انجام دادید.

در مهمانی یک زمانی را به سخنرانیتان اختصاص دهید, از تمام کسانی که به شما در این راه کمک کردند تشکر کنید, از تمام کسانی که ازشان بازخوزد گرفتید تشکر کنید.با این کار انرژیتان چندین برابر خواهد شد, مردم شما را تحسین خواهند کرد و ایده هایشان را برای پیشرفت کاریتان به ما پیشنهاد خواهند داد. شما در مدت کوتاهی بهترین بازار هدفتان را بوجود آوردید بازاری که از همین فردا سیل درخواست ها را با سمتتان جاری خواهد کرد. موفق باشید.


مقالات قبلی که منتشر شدند : مقالات بیشتر از این نویسنده

2 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :

  1. android game می گوید

    ترفند: به نظرم اگه فقط روی رسانه ها کار کنیم به همه هدفمون میرسیم.

    1. Admin می گوید

      ممنون از دیدگاهتون , دلیلیتان را هم میتونید بگید؟

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**