روانشناسی تصویر ذهنی – چطور افکارتان، زندگی تان را کنترل میکنند؟

0

 

چند بار تا به حال با هشدار «مواظب باشید، تازه رنگ شده!» مواجه شدید و با نوک انگشت تان به قسمت رنگ شده زدید تا ببینید واقعا رنگ خیس است یا خشک شده؟

چندبار تا به حال تابلو ورود ممنوع را دیدید اما به جای رفتن یک خیابان بالاتر از همان خیابان ورود ممنوع رفتید؟ چندبار تا به حال خواندید که وقت کمی را صرف شبکه های اجتماعیِ تلفن همراه تان کنید، اما بلافاصله شما تلگرام تان را چک کردید؟

شاید خیلی… یک جورایی میوه ممنوعه خوشمزه تر است.
هرچقدر بیشتر به شما تاکید میکنند کاری را نکنید، میل به انجام آن کار در شما بیشتر میشود. شما اگر به دوست تان هربار تاکید کنید «به من دروغ نگویی» و خواهید دید به زودی به شما دروغ بزرگی خواهد گفت !

از خودش هم بپرسید، دلیلش را نمیداند !
البته تقصیر خودش هم نیست. شما خودتان را نگاه نکنید که هر روز اینجا در این وبسایت درحال خواندن مطالب مربوط به دنیای روانشناسی ذهن موفق هستید، خیلی از مردم هیچ اطلاعی از نحوه کارکرد فکرشان و دلیل بسیاری از کارهایشان را هم حتی نمیدانند.

و وقتی ازشان بپرسید «چرا با اینکه نوشتیم رنگ خیس است، دست نزنید!» دست زدید؟ خیلی ساده به شما خواهند گفت : نمیدانم !

 

وین دایر
وین دایر

اما شما پس از خواندن این مقاله، خواهید دانست.
خواهید فهمید چرا هرچیزی که ممنوع میشود یا تاکید بیشتری بر عدم انجامش میشود، انگیزه ما برای انجامش بیشتر میشود و مهم ترین چیزی که باید از این پدیده روانشناسی بدانید.

مراقب آنچه به خودتان میگویید باشید

چند مرتبه تا به امروز به خودتان گفتید «احمق نباش…» «بی دست و پا نباش…» «شکست نخور…» و هم تصمیمات احمقانه گرفتید، هم شبیه به آدم های بی دست و پا شدید و در کاری که نباید شکست میخوردید، شکست خوردید… چندبار؟

از نظر علم روانشناسی، در صورت استفاده از این عبارات («شکست نخور…» «احمق نشو…»…) ذهن شما قابلیت تشخیص دقیق جملات را ندارد و چیزهایی که این عبارات متوجه میشود تا به آن عمل کند «شکست» «احمق» و مفاهیم حول اینهاست.

در واقع، ضمیرناخودآگاه شما قابلیت فکر کردن ندارد. (اینجا کامل توضیح دادیم)
فقط آنچه را که ذهن شما به آن میدهد، قبول و اجرا میکند. ذهن شما هم قابلیت تفکیک جملات بر اساس دستور زبان آنها را هم ندارد و جملات را بر اساس محتوای آنها طبقه بندی میکند.

یعنی هروقت به خودتان میگویید «من نمیخواهم شکست بخورم…» در واقع ذهن شما «شکست خوردن» را برداشت میکند و به ضمیرناخودآگاه میدهد تا آنرا اجرا کند و اجرا میشود و شما شکست میخورید.

 

مارک تواین
مارک تواین

 

نکته جالب اینجاست که هرچقدر بیشتر تکرار کنید، احتمال شکست خوردن تان هم بیشتر میشود؛ و شاید تعجب کنید و با خودتان بگویید «من که نمیخواستم شکست بخورم… چرا اینطور شد؟»

خب، ذهن شما قابلیت درک و تفکیک تک تک جملات شما را ندارد و بیشتر آنها را بر اساس محتوای آنها به دست اجرا می سپارد. ذهن شما فقط بر روی محتوا تمرکز میکند.

محتوای کلام تان را تغییر دهید

چیزی که میخواهیم به شما بگوییم این است : محتوای جملات تان را تغییر دهید، تا عملکردتان تغییر کند. اگر شما عبارت «نمیخواهم شکست بخورم…» را به «میخواهم موفق شوم…» تغییر دهید چه اتفاقی می افتد؟ خب قابل حدس است…

البته، تنها محتوا کافی نیست.
هرچقدر دقیق تر درخواست تان را اعلام کنید، ذهن شما با سرعت بیشتری به شما تحویل میدهد، برای مثال اگر بگویید «از غذای دریایی خوشم نمی آید…» ذهن شما باید زمان زیادی به جستجو بپردازد تا دلیل اینکه چرا خوش تان نمی آید، خاطرات بد، غذاهایی که خوش تان می آید و هزاران اطلاعات دیگر را تجزیه و تحلیل کند تا به شما پیشنهاد بهتری ارائه کند.

 

چه اتفاقی می افتد اگر عبارت «از غذایی دریایی خوشم نمی آید…» را به «عاشق غذای سنتی هستم…» تغییر دهید؟ آنچه را میخواهید و دوست دارید برای تان فراهم میکند ! (یک هفته امتحان کنید…)

ازین به بعد، فقط راجع به تمام چیزهایی که میخواهید، دوست دارید و عاشقش هستید صحبت کنید.
هیچ صحبت درونی با خودتان و بیرونی با دیگران که شامل عبارات منفی، چیزهایی که دوست ندارید و محتوایی که نمیخواهید ببینید نکنید.

 

وینستون چرچیل
وینستون چرچیل

 

شما صاحب اختیار ذهنی هستید که دارید، پس افکارتان را خودتان انتخاب کنید.
آنچه را که میخواهید، تبدیل به محتوا و خوراک ذهن تان کنید
تا خیلی زود شاهد نتایج افکارتان در دنیای واقعی باشید.

ذهن شما به زیباترین شکل ممکن خواسته هایتان را جامع عمل میپوشاند، اما خواسته هایی که شفاف، دقیق و مشخص هستند.
نظرتان چیست به مدت یک هفته این روش را امتحان کنید… فقط یک هفته !

در همین زمینه، نوشته های زیر را حتما بخوانید :

مقالات قبلی که منتشر شدند : مقالات بیشتر از این نویسنده

دیدگاه تان را ارسال کنید