خرمشهر را چه کسی آزاد کرد؟ سوم خرداد، سالگرد اراده یک ملت

سوم خرداد، سالگرد اراده یک ملت...

8

سوم خرداد هستیم و روز فتخ خرمشهر هستیم، روزی که خرمشهر برای همیشه آزاد شد.
خرمشهری که محمره شده بود، برایش خط اتوبوس و تاکسی به بصره گذاشته بودند و تلویزیون و رادیوی عراق، آب و هوایش را به عنوان یکی از شهرهای عراق، همه روزه اعلام می کرد.

این وضعیت، 19 ماه ادامه داشت؛
یعنی همین خرمشهری که الان می بینید و از ترمینال های مسافربری می توانید با خرید یک بلیت، راهی اش شوید، روزگاری زیر چکمه های سربازان بعثی عراقی نفس می کشید؛ آن هم 19 ماه…

اما سرانجام، این شهر آزاد شد.
اما چطور؟ لابد در جهان موفقیت، بسیار شنیده اید که می گویند، هنگامه ای که با تمام یقین و اراده و عزم و نیت، قصد دارید کاری را بکنید، متوجه امدادهایی فراطبیعی می شوید که به سمت شما می آید.

این را گوته، شاعر و نویسنده آلمانی گفته است. در ماجرای آزادسازی خرمشهر نیز، چنین اتفاقی افتاد؛ سربازان ایرانی، با تمام یقین و نیت و اراده و توکل خودشان به میدان آمدند و خدا هم کمک شان کرد.

آزادی خرمشهر در سوم خرداد،
اتفاقی باورنکردنی بود !

نقل است که کارشناسان نظامی مختلفی، در 19 ماهی که این شهر اشغال بعثی ها بود، به آن سر می زدند.
وقتی که استحکامات عراقی ها را می دیدند، می گفتند که این شهر برای همیشه، مربوط به شما شده است و دیگر، ایرانی ها قادر به پس گرفتن آن نخواهند بود.

اما اراده های برتر، حتی می توانند کوه را جابه جا کنند؛ چه برسد به آزادسازی یک شهر. اراده های برتری که متصل به منبع لایزال اراده ازلی و ابدی می شوند و تلاش و توکل، آن گاه با هم معنا پیدا می کند.

می گویند وقتی که خرمشهر توسط ایرانی ها آزاد شد، صدام تا چند وقت از قرص ها و داروهای آرامبخش استفاده می کرد و هیچ چیز نمی توانست آرامش کند. حتی در جلسه ای که تدارک دیده بود تا به ژنرال های شکست خورده مثلاً مدال افتخار بدهد، بعد از خروج دوربین ها و خبرنگاران، به آنها گفته که آرزو می کند سرهایشان را زیر شنی تانک ها، له شده ببیند؛ اینقدر که بی عرضگی به خرج داده اند.

عملیات آزادسازی خرمشهر را، به نام عملیات الی بیت المقدس می شناسیم. نتیجه این عملیات فوق العاده، چنین بود :

  • 19000 تن از نیروهای عراقی اسیر و 16000 تن دیگر کشته و زخمی شدند.
  • 550 دستگاه تانک و نفربر، 50 دستگاه خودرو، ده ها قبضه توپ، 53 فروند هواپیما و سه فروند هلی کوپتر دشمن نیز در این عملیات خارق العاده، نابود شد.
  • بزرگترین پیروزی نظامی سیاسی ایران در سال دوم جنگ اتفاق افتاد.

درس هایی واقعه سوم خرداد، اراده بزرگ جمعی

و اما بعد، برسیم به یکی از اعجوبه های ایرانی جنگ عراق علیه ایران؛ غلامحسین افشردی، معروف به سردار حسن باقری.
اصلاً این آدم برای خودش اعجوبه ای بوده است.

اولش خبرنگاری می کرده، بعدش راهی جبهه شده و سپس لیاقت از خودش نشان داده و به فرماندهی رسیده. طرح اصلی عملیات آزادسازی خرمشهر را هم اول او داده بوده ! به این شهید، می گفتند نابغه 27 ساله جنگ عراق علیه ایران؛ به قدری اطلاعات دقیقی از دشمن داشت که نیروهای خودی تعجب می کردند و به شوخی می گفتند نکند این از نیروهای دشمن باشد.

چنان هم صورتش کم سن و سال به نظر می رسید که وقتی برای بار اول وارد جایی می شد، کسی فکر نمی کرد که او، یکی از فرماندهان بزرگ جنگ باشد. وقتی هم که شهید شد، فرماندهان ارشد نظامی سپاه و ارتش و …، نمی توانستند جلوی گریه و زاری شان را بگیرند.

وقتی به آنها می گفتند که باید وقار خودتان را به خاطر جایگاهی که دارید حفظ کنید، می گفتند آخر نمی دانید چه کسی را از دست داده ایم. نام حسن باقری، گره خورده با آزادسازی خرمشهر روز سوم خرداد ماه… 

حالا که بحث از اراده یک ملت شده است، بد نیست ابتدا خاطراتی از این نابغه ایرانی و سپس، درس هایی که می توان از آنها گرفت، برایتان نقل کنیم؛ تا به عنوان یک ایرانی، بدانید که چه افتخاراتی داشته و داریم و شاید خود شما، افتخار بعدی این سرزمین باشید

نقل این خاطره ها را هم، از کتاب «صد خاطره از شهید باقری» که انتشارات روایت فتح نشر داده، انتخاب کرده ایم.
این خاطرات خواندنی، در کنار درس هایی ارائه خواهند شد که برای موفقیت های امروز ما ایرانی ها، می تواند کاربرد فراوانی داشته باشد…

حسن باقری 2

درس شماره 1 | «صد در صد اطلاعات، صد در صد موفقیت.»

نقل است که وقتی سردار باقری راهی باشگاه گلف اهواز، که مقر عملیاتی شده بود، رفت، یکی از اتاق ها را انتخاب کرد و آن را، با فیبر از دیگر بخش های باشگاه جدا کرد. روی در آن هم نوشته بود: «صد درصد شناسایی، صد در صد موفقیت.»

تا آن موقع، نیروهای اطلاعات عملیاتی شکل نگرفته بود و به همین دلیل، عملیات های ابتدایی که توسط ایرانی ها شکل می گرفت، چندان موفقیت آمیز نبود. این چهره، البته این ضعف را به خوبی درک کرد و گفت که برای موفقیت، باید صد در صد شناسایی انجام شود و بدون صد در صد شناسایی، هیچ عملیاتی انجام نشود.

 

> درسی که می توان گرفت:
برایان تریسی در کتاب پیروزی خود نیز، به اصل اطلاعات اشاره کرده است و اهمیت آن را در تجارت و زندگی و دیگر بخش ها بررسی کرده است. در واقع باید بپذیریم که موفق ترین افراد، کسانی هستند که بهترین و کاربردی ترین اطلاعات را در یک حوزه دارند.

پس وقتی که اراده کردید تا وارد حوزه و شغلی شوید، زمانی را به افزایش اطلاعات خودتان اختصاص دهید تا هم بتوانید ایده هایی بکر را اجرایی کنید؛ هم این که بتوانید دست برتر را داشته و به قول سان تزو، به «پیش آگاهی» برسید.

امروز احاطه بر اطلاعات خاص و نحوه ارائه آنها، خود به شغلی پردرآمد تبدیل شده است.
پس شما چرا از آن استفاده نمی کنید؟ درست مثل شهید باقری،

  1. هر متنی که درباره کار و فعالیت هان به دست می آورید را مطالعه کنید
  2. مدام در حال آنالیز اطلاعات موجود باشید
  3. در کار جمع آوری و تحلیل اطلاعات، شتابزده عمل نکنید
  4. هر روز نیم تا یک ساعت، به افزایش اطلاعات ناب خودتان در آن حوزه اختصاص دهید
  5. به این برنامه، تداوم و استمرار ببخشید

 

 

درس شماره 2 | نظم آفرینی، جایگزینی برای موفقیت

نقل است که عده ای از رزمندگان، می گویند که جلسه داشتیم، ولی چند نفر از نیروها با تأخیر رسیدند. چند نفری سردار باقری را نمی شناختند. ناگهان وقتی که همه آمدند، شروع کرد به قرآن، سپس خیلی جدی به کسانی که دیر آمده بودند گفت که وقتی سر ساعت مشخصی جلسه می گذاریم، یعنی که یک دقیقه هم دیرتر نیایید…

باز هم نقل است که عملیات رمضان تازه تمام شده و همه خسته بودند. سردار باقری ولی در آن میانه، دنبال چیزی می گشت. پرسیدیم دنبال چی می گردی، گفت که دنبال واکس می گردم؛ جلسه دارم، باید مرتب به جلسه بروم.

> درسی که می شود گرفت:
در مقاله ی «نیروی ذخیره» که قبلا خواندید، اشاره کردم که موفقیت، چندان نمود و بروز بیرونی ندارد.
واقعاً موفقیت چیست؟ تعریف ها بسیارند و تضادها، بسیارتر. اما اگر بخواهید این واژه و مفهوم را حذف کنید، می توانید به جای آن و نزدیکتر به آن، از کلماتی دیگر استفاده کنید؛ از جمله واژگان نظم و انضباط.

انضباط یعنی، انجام کارهایی که «باید» انجام بدهیم.
در خود واژگان انضباط، هم اولویت بندی هست، هم انجام وظیفه و هم نظم و ترتیب. پس به این ترتیب، شما می توانید به موفقیت های بسیاری هم برسید؛ موفقیت هایی که محصولاتی جانبی محسوب می شوند.

در حوزه نظم آفرینی، می توانید از قواعد زیر پیروی کنید :

  • انتهای هر هفته، برای هفته بعد برنامه ریزی کنید
  • انتهای هر روز، برای روز بعد برنامه ریزی کنید
  • انتهای هر روز، برنامه های اتفاق افتاده را مرور کنید و اشکالات را بسنجید تا اشتباهات را تکرار نکنید
  • از قاعده پارتو حتماً استفاده کنید
  • بزرگترین آفت نظم، آشفتگی است؛ پس سعی کنید همیشه تمرکز داشته باشید

در زمینه نظم، توصیه شدید میکنیم مقاله «نظم شخصی یعنی همه چیز» را حتما بخوانید.

حسن باقری

درس شماره 3 | «هر روز، خودتان را آنالیز کنید.»

سردار باقری، با توجه به این سابقه خبرنگاری هم داشته، برای نیروهای خودش، نوشتن یادداشت های روزانه را الزامی کرده بود.

 

> درسی که می شود گرفت :
لطفاً هرجایی که کار می کنید، جوری کار کنید که به محض این که فردا آنجا را ترک کردید، نفر بعدی از روی یادداشت ها و توضیحات شما، بتواند ادامه کار را دنبال کند. جز این اگر باشد، نفر بعدی باید از صفر شروع کند و این، یعنی هدررفت کلی انرژی و وقت و زمان و تجربه. لطفاً برای پیشرفت کشورتان هم که شده، به فکر این جور چیزها باشید و راضی به این نباشید که «دیگی که واسه من نجوشه، میخام سر سگ توش بجوشه.»

صرف این که شما در کاری حضور داشته باشید و زمان بگذارید، باعث پیشرفت و توسعه فردی شما نخواهد شد.

کاسپاروف، شطرنج باز بزرگ روسی، در این باره می گوید که در طول فعالیت حرفه ای خودش، خیلی ها را دیده که توانسته اند استادان حرفه ای شطرنج را شکست دهند. چرا؟ چون آنها، مدام استعداد خودشان را تحت فشار قرار داده و بازی های زیادی انجام می دادند؛ در حالی که استادان حرفه ای، این کار را نمی کردند و هفته ای، چند بار بازی می کردند.

سعی کنید مسیری را که آمده اید و مسیری را که دارید طی می کنید، خوب آنالیز کنید. هیچ آموزگاری بهتر از این آنالیزهای منظم، نمی تواند به شما موفقیت ببخشد.

 

 

درس شماره 4 | «دست هایتان را آلوده کنید.»

با نیروهای خود، یکرنگ و صادق باشید.

نقل است که در اوج گرمای اهواز، دریچه کولر اتاقش را می بستند؛ تا به خودش یادآوری کند که سربازانش، دارند زیر آفتاب داغ و وسط رمل ها می جنگند. تا گره ای در عملیات هم می افتاد، سریع خودش را به میدان می رساند و از نزدیک فرماندهی می کرد؛ منتظر چیزی نمی ماند.

 

> درسی که می توان گرفت :
متأسفانه بخشی از کارآفرینان و رهبران و مدیران، بیرون گود می ایستند و می گویند که لنگش کن.

در یکی از متون آموزش مدیریت، نوشته شده بود که مدیریت در روزگار گذشته، همچون مربی گری بود؛ یعنی بیرون زمین باید می ایستادید و مدیریت می کردید. اما مدیریت در عصر ما، شبیه کاپیتانی یک تیم است (این مقاله را بخوانید)؛ هم خودتان باید وسط میدان باشید و بازی کنید و دردها و رنج ها و نفس زدن ها را عمیقاً درک کنید، هم تیم خودتان هدایت کنید.

 

سوم خرداد آزادسازی خرمشهر

 

درس شماره 5 | «بازنده های بدی باشید.»

نقل است که می گویند در یکی از عملیات ها، خبرهای جورواجوری از یکی از جبهه ها می رسید.
سرانجام خودش بلند شد و به آن جبهه رفت. البته بر اثر خستگی، تصادف کرد. توی بیمارستان، با این که حالش اصلاً خوب نبود، مدام از دیگران وضعیت آن جبهه را می پرسید.

 

> درسی که می توان گرفت :
الکس فرگوسن، سرمربی سابق تیم منچستر یونایتد و از چهره های ماندگار مربیگری فوتبال جهان، می گوید من عاشق بازیکنانی هستم که بازنده های بدی باشند. منظورش این بود که وقتی می بازند، اعصاب شان به هم می ریزد !

حقیقتش بعضی ها حالت سیب زمینی(!) را دارند… شکست یا پیروزی برایشان فرقی نمی کند. تا وقتی که علاقه مند پیروزی نباشید، به آن نخواهید رسید. باید همیشه، دلواپس کارتان باشید، به آن تعصب بورزید و …

البته بعضی از روانشناسان، این درجه از استرس کشیدن و حساسیت داشتن را پیشنهاد نمی کنند؛
اما چه می توان کرد که ماجرای عاشقان، جدا از آدم های دیگر است. کارآفرینان و کسانی که رویای توسعه کشورشان را دارند، سیستم شان فرق می کند.

آنها اگر این جوری نباشند، به هم می ریزند؛ برعکس کسان دیگری که اگر این جوری باشند، به هم خواهند ریخت.

ایران را فقط یک ایرانی می تواند بسازد

واقعاً جمله باشکوهی است.
تا به حال شنیده اید که کشوری، توسط اتباع یک کشور دیگر ساخته شود؟

چنین اراده هایی مانند واقعه سوم خرداد، در تاریخ نه چندان دور ما بوده اند؛ پس باید باور کرد که با چنین اراده هایی، می توانیم ایران امروز را نیز بسازیم، چرا که: «ایران را، فقط یک ایرانی می تواند بسازد.»

اگر این مقاله را دوست داشتید، توصیه میکنیم حتما سری مقاله «آنچه پس از 18 سال جستجوی موفقیت یافتم» را حتما بخوانید و البته در زمینه درس های موفقیت در دنیای جنگ :

مقالات قبلی که منتشر شدند : مقالات بیشتر از این نویسنده

8 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :

  1. وجیهه می گوید

    عـــــــــــــــالـــــــــــــی بود…دستمریزاد

  2. مرتضی می گوید

    عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی
    قشنگ
    مثل ایررررررررررررررررررررررررررررررررررونی

  3. otadi می گوید

    بسیار زیبا و دلنشین بود متشکرم

  4. جلیل رسولی می گوید

    با سلام حضور اساتید عزیز
    پیشنهادی داشتم در مورد به روز آوری فایل های صوتی،فکر می کنم از زمانی که من عضو سایت شدم چند ماهی می گذرد ولی فایل ها صوتی تغییری نداشته اگر ممکن است این فایل ها بهروز شود و فایل های جدید اضافه گردد.

    با تشکر از تلاش شما عزیزان

    1. مدیریت وبسایت کارآفرینان جوان می گوید

      سلام دوست عزیز، فایل های صوتی هر هفته بروز میشود، جهت آگاهی از بروزرسانی فایل های صوتی میتوانید به بنر فایل های صوتی هفتگی در ستون سمت راست وبسایت مراجعه نمایید (این هفته در پروژه سوخت جت : ) یا در کانال تلگرام سوخت جت یا اکانت اینستاگرام اعلامیه ها را دنبال کنید یا بهترین راه مراجعه به صندوق پستی تان در وبسایت است (ستون سمت راست، کادر آبی با عنوان صندوق پستی شما) با تشکر

  5. samgfx می گوید

    بسیار لذت بردم…
    ماشاءالله شما به خاص بودنتون دائما ادامه میدهید!!!
    برخلاف بقیه فعالین کسب و کار و موفقیت که در معرفی الگوهای ملی ناخن خشک تشریف دارند، شما در معرفی الگوهای ملی کوتاهی نمیکنید.
    احسنت به شما
    بسیارعالی
    مسیرتون رو باقدرت ادامه بدید

  6. alia_mehr می گوید

    مقاله خوبی بود
    هنوز کسانی مثل شهید باقری هستند ولی صداشون به گوش ما نمیرسه اینطور آدم ها معمولا سرگرم کسب موفقیت و جلو بردن اسلام و ایران هستند و سر صدای زیادی ندارند، تا اینکه یک هو میبنی یکی شان کشور را فضایی کرد (مثل شهید حسن تهرانی مقدم) یا یکی شان کشور را هسته ای کرد (مثل شهید احمدی روشن و علیمحمدی و…) این ها اینطور هستند برای خدا کار می کنند و ما فقط وقتی می شناسیمشان که کارشان به اوج می رسد و یا دشمن قصد جانشان را می کند.
    ان شاء الله همه کسانی که مثل شهید باقری برای اسلام و ایران تلاش می کنند سالم و موفق باشند و ما هم از آن ها باشیم
    ممنون بابت این مقاله ارزشمند

  7. esmajidmn می گوید

    مطلب عالی بود
    اعجوبه هایی مثل شهید باقری در کشورمون کم نیستند،فقط یک محرک نیاز دارند و کمی اراده پولادین

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**