چطور کارآفرین شویم و واقعا کسب‌و‌کارمان را راه‌اندازی کنیم؟ – قسمت ششم

ایده را اجرا کنیم، حالا چطور توسعه بدیم؟

2

به شما تبریک میگم…
اگر تا به اینجای مقاله با ما همراه بودید، نشاندهنده این موضوع هستش که سختی‌های دنیای کارآفرینی را نادیده گرفتید و فقط چشم بر روی لذت و شوق هدف دوختید.

همانطور که آلبرت انیشتین میگوید :

«اجازه ندهید ترس از شکست در شما بیشتر از اشتیاق پیروزی شود

و دقیقا مکمل این جمله را هنری فورد کبیر میگوید :

موانع، چیزهایی هستند که وقتی چشم از روی هدف برمیدارید دیده میشوند

تا به اینجای مقاله ها شما چه چیزهایی یادگرفتید :

  • فلسفه کارآفرینی چیست
  • چطور ایده های کارآفرینی شکل میگیرند
  • چطور بفهمید ایده کارآفرینی شما خوب است
  • چطور ایده تان را اجرا کنید

بخش اجرا تقریبا سخت‌ترین بخش ماجراست؛
شما شیرجه میزنید درون کهکشانی از احتمالات و عدم قطعیت‌ها !
(برای درک بهتر عدم قطعیت این مقاله را حتما بخوانید)

اینجا خبری از تئوری و پیش‌بینی و حدس و گمان نیست؛ اینجا روبرو شدن با واقعیت‌هاست، جایی که شما هر روز غافلگیر میشوید و برنامه بلند‌مدتی که چیدید را هر روز باید تغییر دهید.

این یک عیب، برای مسیر کارآفرینی نیست.
این دقیقا حسن و مزیت این مسیر ماجراجویانه است؛ اینجا افراد فکر میکنند، تلاش میکنند، مجبور میشوند خلاقیت به خرج بدهند و باعث میشوند مهارت‌های جدید و قابلیت‌های بیشتر بدست آورند.

شما اگر کارمند باشید، بعد از 5 سال دوستانتان شما را ببینید، شاید  10 الی 20  درصد کیفیت زندگی و شخصیت شما تغییر کرده باشد؛ اما اگر کارآفرین باشید، احتمالا هرسال، تغییراتی با طیف 50  الی 100 درصدی خواهید داشت.

این مسیر برای افراد بلندپرواز با رویاهای بزرگ است؛
اما این مسیر با چشم انداز زیبا، سختی ها و مشقت‌هایی هم دارد.

در این قسمت میخواهیم بپردازیم به بعضی از موانع و مشکلات اساسی که حتما در مسیر کارآفرینی تان با آنها برخورد میکنید و راه‌حل های پیشنهادی برای این مشکل ارائه کنیم. آماده‌اید؟

 

خب، اجازه بدهید اول از همه با مهم‌ترین مشکل شروع کنیم :

» مانع اول: مغرور نباشید؛ شما به تنهایی کار زیادی نمیتوانید انجام بدید

صد کارآفرین برتر دنیا را مطالعه و زندگی‌شان را اگر بررسی کنید، متوجه میشوید هیچکدامشان به تنهایی با انجام دادن همه کارها به اینجا نرسیده‌اند… هیچکدامشان !

جیم کالینز، نویسنده کتاب بسیار زیبای از خوب به عالی که توصیه میکنم حتما بخوانید جمله بسیار زیبایی دارد که چنین است:

این جمله یعنی :

  • تنهایی، کارهایی خیلی بزرگی نمیتوانید انجام دهید (فیلم‌های هالیوودی را فراموش کنید!)
  • با یک تیم، شما کارهای خیلی بزرگ‌تری میتوانید انجام دهید

کلمه کلیدی اینجاست : تیــم
داشتن تیم، یعنی شما میتوانید از بهترین قابلیت‌های هرکس، در راه منافع شرکت یا کسب و کار استفاده کنید. نمونه‌هایی از این دست بسیار زیاد هستند.

برای مثال، استیو جابز استیو وزنیاک و تیم اپل را داشت (زندگینامه‌اش را بخوانید تا مطمئن شوید!) و بیل گیتس همیشه بهترین برنامه‌نویس ها را داشت.

اگر تیم ندارید و میخواهید همه کارها را به تنهایی انجام دهید، خیلی زود شکست میخورید.
باید شروع کنید به اعتماد کردن، شروع کنید با یادگیری مهارت استفاده از پتانسیل دیگران در راستای تحقق یک هدف بزرگ.

یکی از زیبا‌ترین مقاله‌ها در این زمینه را عیسی محمدی عزیز «راز بزرگ هنری فورد» نوشته است که حتما باید بخوانید.

یکی دیگر از مزیت‌های تیم، جذب سرمایه‌گذار است که بعدا راجع‌بهش صحبت میکنیم.

 

» مانع دوم: اگر لازم به تغییر است، تغییر کنید

خیلی وقت‌ها در کسب و کارتان، همانطور که در قسمت قبلی خواندید، لازم است که چرخش کنید؛ اگر این کار را نکنید و احساسی برخورد کنید با بازار، خیلی زود شکست خواهید خورد.

شما شکست میخورید برای اینکه خودتان را با بازار همگن نکردید.
ایده‌ای که توی ذهن شماست، فقط ممکن است برای شما جذاب باشد و اگر تغییری که مشتری میخواهد اعمال نکنید، مشتری هم آنرا نمیخرد و اگر کسی خواهان ایده شما نباشد، چه کسی میخواهد خرج کسب و کار شما را بدهد؟

پس احساسی برخورد نکنید.
فکر نکنید اگر مشتری ایده یا محصول یا خدمات شما را نمی‌خرد به معنی این است که میخواهد شما را ضایع کند یا به شما توهین میکند… خیر؛ مسئله شخصی نیست. مشتری نیازش چیز دیگریست که باید آنرا تامین کنید.

 

 

» مانع سوم: همیشه کسب و کارتان را از بالا ببینید

این یکی از اساسی ترین نکات است که بسیاری با رعایت نکردن ان شکست میخورند… چرا ؟ چون کسب و کارشان میشه وابسته به آنهاست.

اگر شما موسس کسب و کارتان باشید، احتمالا (مخصوصا اوایل) وزن اصلی کسب و کار بر دوش شماست؛ اگر تا مدت کوتاهی، بتوانید این وزنه را تقسیم کنید و در بهترین حالت از شانه‌های خودتان بردارید، برگ برنده بزرگی بدست خواهید آورد.

منظور از برداشتن وزنه از شانه‌تان این نیست که از کارتان بزنید و یا به اصطلاح خودمان، کار رو بپیچونید بروید استراحت کنید‌! نه… منظور ساختن یک سیستم است که بدون شما هم کار کند و به رشدش ادامه دهد.

کاری که استیو جابز هم انجام داد و حالا میبینید بعد از فوتش، هنوز اپل درحال رشد و شکوفایی است.

و این دقیقا کاریست که باید شما انجام دهید؛ ببینید چطور و در چه حالت میتوانید از کسب و کار بیرون بیایید و کسب و کار هنوز به رشدش ادامه دهد؟ اگر خودتان را همیشه در کسب و کارتان میبینید و نقش کلیدی را قرار است بازی کنید، نشان میدهد رشد زیادی نمیتواند کسب و کارتان داشته باشد.

سه مانع دیگر قسمت بعدی…


2 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. siavash j می گوید

    واقعا عااااالی
    مرسی که هستید و این اطلاعات رو در اختیار ما میذارید

  2. هاشمی زاده می گوید

    این سری مقاله تون حرف نداره هر قسمتش کلی مطلب اموزنده داره برای کسایی که میخوان کارافرین بشن

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**