چرا باید کار تان را دوست داشته باشید؟

1

چرا باید کار تان را دوست داشته باشید؟

 

فقط کافیست کاری را که دوست دارید پیدا کنید و دیگر از آن به بعد مجبور نخواهید بود، کار کنید.  این پندِ با ارزش کنفسیوس است، حاکم شرقی که قبل از میلاد می زیسته… شخصی که افکار او شباهت شگفت انگیزی با پندها و اندرزهای پیامبرانِ بعد از او دارد و بسیاری او را پیامبری مردمی میدانند.

  • به راستی چه اهمیتی دارد کارمان را دوست داشته باشیم یا نه؟
  • مگر پول هدف ما نیست؟
  • آیا پول بیشتر زندگی بهتر؟
  • پس نوع کار چه اهمیتی دارد؟

متاسفانه معیار سنجش کارِ خوب، پول نیست. این واقعیتی است که اکثرمان میخواهیم از آن فرار کنیم، معیار سنجشِ کار خوب، حس کار نکردن است !

شما اگر وارد کاری شدید، اما احساس کردید از روی شوق و انگیزه دارید کار میکنید، بدانید کارتان را دوست دارید. اما اگر به زور صبح ها از خواب بیدار میشود و فقط حس وظیفه شما را وادار میکند کار کنید، بدانید که کار شما مناسب شما نیست؛

حتی اگر بیشتری درآمد مورد انتظارتان را هم به شما بدهند، بعد از یک مدتی خسته خواهید شد.

اما واقعا چرا کارمان را باید دوست داشته باشیم؟ در این مقاله 3 دلیل اصلی آنرا میخواهیم بررسی کنیم :

  1. کار کردن، بیشتر وقت تان را می گیرد.
    مردم ایران و جهان به صورت میانگین 47 ساعت در هفته کار میکنند، این یعنی 40% از اوقاتِ بیداری شان را مشغول کار کردن هستند. اگر کارآفرین هستید، مدیر هستید یا در کاری با رده بالاتری هستید، احتمالا در هفته بیش از 40% از ساعات بیداری تان را کار میکنید.

هیچکس نمیداند تا کی زنده است، پس چرا ریسک کنیم و کاری را انتخاب کنیم که از آن لذت نمی بریم؟ چرا کاری را انتخاب نکنیم که انجام آن مانند تفریح کردن است برایمان تا در کنار تفریح مان، پول هم کسب کنیم؟

  1. اگر کارتان را دوست نداشته باشید، دیر یا زود شما را نابود خواهد کرد.
    در زندگی امروز، تغییرات با سرعت نور در حال انجام هستند. اگر شما با استراتژی و برنامه ای که 5 سال پیش شرکت یا اداره تان را مدیریت میکردید، امروز هم مدیریت کنید، بدون شک پیشرفت نخواهید کرد هیچ، شاید ضرر هم بکنید.

بنابراین نمیتوانیم با یک شیوه، روش یا استراتژی کارمان را تا ابد ادامه دهیم، حتی اگر پولِ قابل قبولی از آن دریافت میکنیم.

افراد موفق که داوطلبانه و افراد عادی که کارشان را دوست ندارند، به صورت اجباری باید هر چند وقت یکبار اطلاعاتشان را بروز کنند، در سمینارهای مرتبط شرکت کنند، کتاب های رشته کاری شان را بخوانند و دوستانی از همان حوزه کاری داشته باشند.

حال فرض کنید تمام این اتفاقات بیافتد و شما کارتان را دوست نداشته باشید، آیا زندگی تان بیشتر شبیه به یک جهنم نخواهد بود؟

  1. شما نمیتونید خودتان را گول بزنید.
    اگر کارتان را دوست نداشته باشید، هیچ اشتیاقی برای پیشرفت و بهتر کردن آن نخواهید داشت، هیچ انگیزه ای برای صبح بیدار شدن و سپری کردنِ 8 ساعت از روزتان با کار کردن نخواهید داشت مخصوصا اگر در قسمت مدیریت یا فروش فعالیت کنید، مشکلات بزرگتری پیش خواهد آمد.

خیلی ساده، شما نمیتوانید نسخه تقلبی از اشتیاق را ایجاد کنید یا با پول بخرید. این اشتباهی است که اکثر افراد میکنند. آنها  فکر میکنند حقوق بیشتر = اشتیاق بیشتر در صورتی که اینطور نیست.

اما در عوض، اگر عاشق کارتان باشید، موفقیت هایی بیش از انتظار در قسمت فروش و مدیریت بدست خواهید آورد زیرا شما شور و اشتیاق تان را از طریق احساساتتان در حال انتقال به مشتری و کارمندانتان خواهید بود و به با علاقه بیشتری برای پیشرفت کارتان به سمینارهای مربوطه شرکت خواهید کرد، کتاب های بروز میخوانید و با دوستانی در آن صنف در مورد عملکر بهتر مشورت میکنید و با تمام این اوصاف، آخر هفته و تعطیلات نه تنها به شما زیاد خوش نمیگذرد،بلکه فقط لحظه شماری میکنید تا روز شنبه برسد و شما مشغول تفریح کردن و پولدار شدن شوید… این زندگی افراد موفق است، زندگی شما چقدر شبیه آنهاست؟

در همین زمینه، مطالب زیر را حتما بخوانید :

 

1 دیدگاه جالب
  1. saeidesz می گوید

    البته ميشه گفت حتي براي يك كارمند اگه علاقه به كارش نداشته باشه اوضاع بدتر ميشه چون اينطور فكر ميكنم كه بعد از مدتي روياهاي گذشته شروع به ارزو ميشن و اون ادم حس ميكنه به كارمندي هر روز وابسته تر ميشه!

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**