10 درس بسیار مهم که هیچوقت در مدارس ایران تدریس نشد (قسمت دوم)

1

در مدرسه چیزهایی به یاد میدهند که قرار است شیوه درست فکر کردن باشد…
زیرا در طی مدت زیاد بعد از مدرسه تمام آنها را یاد می بریم پس

برای چی به مدرسه می رویم؟

در بین مدارس، بعضی از مدارس به عنوان مدرسه کسب و کار شناخته میشوند که اغلب در خارج از ایران وجود دارد اما در ایران نیز به صورت غیر انتفاعی موسساتی به صورت مدرسه کسب و کار فعالیت دارند.

این مدارس برای این دایر شده اند که کسب و کار و شیوه صحیح و علمی کسب درآمد را به شما یاد بدهند.
اکثرا هم حتما دروس MBA را به خاطر بازار داغ امروزه اش دارند. اما این مدارس چی؟ شما به این مدارس اگر بروید (مدارس کسب و کار به اصطلاح مدرسه هستند اما بعد از میتوانید وارد این مدارس در خارج از کشور شوید و به تحصیل مشغول شوید) باید کسب و کار را به صورت تئوری یاد بگیرید و خبری از یاد بردن نیست پس چطور این کار را انجام میدهند؟

در مدارس کسب و کار به شما اصولی یاد میدهند که با آن زندگی بهتری داشته باشد، نه صرفا چندتا فرمول یاد بگیرید و با حفظ بیشتر آنها نمره بالاتری بگیرید. به ما در ایران هیچوقت این درس ها را یاد نداده اند و در اکثر اوقات دچار اشتباه میشویم زیرا اصول آنرا نمیدانیم و نمیدانیم چطور درباره ی این مسائل باید فکر کنیم…

شما اگر در مدرسه کسب و کار رفته بودید حتما این درس ها را خوانده بودید :

 

قسمت اول | قسمت دوم :

6. موفقیت در کسب و کار معمولا معادل پیشرفت در طرزفکر موسس آن است
داشتن یک کسب و کار همانند یک تست شخصیت شناسی کاملا حرفه ای است. شما در کسب و کارتان کاملا میتوانید تمام قسمت های وجودیتان را مورد بررسی قرار بدهید. تمامضعف ها و قوت هایتان مشخص میشود. اگر شما بتوانید آنها را خوب شناسایی کنید یک برگ برنده در دست دارید تا آنها را تقویت یا مهار کنید.

در دانشگاه افراد موفق آنهایی هستند که معدل بالایی دارند، اما در دنیای کسب و کار افراد موفق آنهایی هستند که درآمد بالایی دارند.
درآمد بالا هم نیاز به یک طرزفکر موفق است و برای بدست آوردن این طرزفکر باید یک خودشناسی قوی داشته باشید… تمام شخصیت، ویژگی، ضعف ها و قوت هایتان را مورد بررسی قرار دهید و با تاریک ترین قسمت وجودی تان پیش بروید.

 

7. هیچ چیز در این دنیا تضمینی نیست؛ تغییرات با سرعت در حال اعمال است
ما دوست داریم فکر کنیم که میتونیم در زندگی امنیت داشته باشیم، برای همین همیشه بدنبال امنیت هستیم: امینت شغلی ،اتومبیل امن، رابطه امن و … اما متاسفانه اینطور نیست. بودایی ها این اعتقاد (وجود امنیت) را یک توهم و ریشه تمام عذاب های میدانند. در زندگی و همچنین کار تنها چیزی که قطعی است فقط تغییر است. اگر توانستید انعطافتان را در مقابل تغییر نشان دهید شما برنده شدید.

مهم نیست چقدر تجربه دارید، چقدر مدرک تحصلی دارید و یا چقدر پول دارید.
چیزی که مهم است اینه که تغییر در حال رخ دادنه و شما نمیتوانید روی هیچ چیزی اطمینان کنید، هر داده ای که امروز جمع آوری کردید از فردا تغییر میکند،زندگی سراسر بر روی احتمالات استوار است.

 

2دارن هاردی

 

8. ایده های بزرگ،بزرگ نیستند؛ تا وقتی که انجام نشدند
خیلی ها با این طرزفکر میخواهند کارآفرینی کنند که راز موفقیت انجام کاری است که تاحالا انجام نشده !
شاید تعجب کنید اما عمده افراد موفق و ثروتمند هیچ چیز جدیدی خلق نکردند ,فقط اختراعات موجود را توانستند ارتقا دهند.

اگر شما ایده بزرگی دارید…خوب است. اما سعی کنید به ایده های موجود تعمیم دهید.

 

9. هرچیزی در زندگی قابل مذاکره است
اگر کسب و کارتان را تازه راه اندازی کرده اید، شاید به نظر شما مقوله فروش به صورت دو گزینه ای باشد “مشتری خوب” “هیچکس”. یا کسی که از شما میخرد مشتری خوبی است و یا اگر کسی نمیخرد فرد مهمی نبوده و نیست و نخواهد بود !
اما جالب است بدانید که با مذاکره میتوانید 80% مشتری هایی که داشتید و از شما خرید نکردند را کاری کنید که از شما خرید کنند.

مهارت مذاکره را شما با رشد کسب و کارتان هماهنگ حتی بر حسب تجربه هم نیز خواهید آموخت و به سادگی خواهید توانست هرآنچه را که میخواهید بدست آورید.

یکی از راحت ترین راه هایی برای بدست آوردن هرآنچه که میخواهید تقاضا کردن آن است. در انجیل آمده است که “بخواهید تا به شما داده شود؛ بجویید تا بیابید”. خیلی ساده است؛ شما اگر درخواست فروش, تخفیف, مشاوره و … ندهید کسی از شما تقاضا نخواهد کرد

 

10. هر طرح تجاری که مینویسید کاملا بی مصرف است !
شما باید برنامه داشته باشید، هیچ شکی درآن نیست… اما این به معنی آن نیست که هر اتفاقی خارج از برنامه افتاد را نادیده بگیرید و برنامه را با توجه به داده های قبلی ادامه دهید.

اگر کسب و کار شما میخواهد در این بازار پر رقابت زنده بماند باید ارگانیسمی همانند بدن انسان داشته باشد. باید همواره تکامل پیدا کند و با محیط اطرافش تعامل داشته باشد. طرح های تجاری همانند چراغ قوه هستند؛ آنها راه درست را به نشان نمیدهند فقط راهی را که میخواهیم برویم را روشن میکنند. آنها مسیر را نشان میدهند تا در مسیر حرکت کنیم و مشکل هنگامی پدید میآید که طرح تجاری را همانند یک نقشه راه میبینید و آنرا مقدس میدانید که باید به آن در هر شرایطی پایبند باشید !

 

در آخر پیشنهاد میکنیم حتما مطالب زیر را هم بخوانید :

 

مقالات قبلی که منتشر شدند : مقالات بیشتر از این نویسنده

1 دیدگاه جالب

  1. rezazaherian می گوید

    دوست عزیز فونت های زیرین کمی بزرگ هستند و از قشنگی صفحه کمی کاسته

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**