داستان موفقیت احسان سلحشور، کارآفرین ایرانی که از هیچ به هرچه‌ میخواست رسید

چه چیزی باعث موفقیت این جوان ایرانی شد؟...

بیش تر ما شرایط زندگی، محدودیت ها، فقر مالی، کشوری که در آن زندگی می‌کنیم و یا مشکلات مختلف را بهانه می کنیم، تسلیم شرایط می شویم و برای ساختن زندگی مان تلاش نمی کنیم. اما در میان کسانی هستند که محدودیت ها را باور نمی کنند و با وجود این که در شرایط بدی هستند، تسلیم نمی شوند و بالاخره به به موفقیت می رسند و باعث شگفتی همه می شوند.

در مقالات گذشته من درباره چند فرد موفق و با اراده خارجی از جمله هیوندا، استالونه و کریس گاردنر صحبت کردم اما این بار می خواهم در مورد زندگی پر فراز و نشیب یک کارآفرین موفق ایرانی بنویسم. احسان سلحشور جوانی بیست و نه ساله که با وجود سختی های زیادی که تحمل کرد، سرانجام توانست شرایط زندگی اش را کاملا عوض کند و تبدیل به یک فرد موفق شود.

احسان سلشحور متولد 9 اسفند سال 1368 در فولاد شهر اصفهان است. از همان ابتدا در شرایط سختی بزرگ شد و سختی های زیادی را از سر گذراند اما همیشه رویاهای بزرگی در سر داشت و همین رویاها بالاخره به حقیقت پیوستند.

حتما شنیدید که موفقیت یا شکست رابطه مستقیمی با طرز تفکر شما دارد، این موضوع را می توان به طور مستقیم در داستان زندگی آقای سلحشور دید. با وجود این که پدرش کارگر ساده ذوب آهن بود و مادرش خیاطی می کرد اما احسان همیشه رویای پول داشت به خاطر همین خوب درس می خواند تا پزشک شود و پول در بیاورد. او حتی در بازی های کودکانه اش نیز رویاهایش را همراه خود داشت.

 

 

سختی های زندگی احسان هر روز بیش تر می شد، او شش ساله بود که  پدرش به خاطر سرطان و نداشتن پنج میلیون پول درمان نتوانست به کار خود ادامه دهد. ده سال پدر احسان زمین گیر بود و با بیماری دست و پنجه نرم می کرد. در این بین، تمام امید خانواده سلشحور حقوق ناچیز کار افتادگی پدر بود؛ اما این حقوق به سختی کفاف زندگی آن ها و درمان پدرش را می داد تا این که وقتی احسان اول دبیرستان درس می خواند، پدرش فوت کرد و حالا تمام مسئولیت ها بر دوش او بود.

خیلی ها در این شرایط تسلیم می شوند، اما انگار احسان از همان کودکی نشان داده بود که رویایی های بزرگی دارد و تسلیم شرایط نمی شود. به همین خاطر دنبال راه حل گشت و به جای اینکه رشته تجربی بخواند سراغ رشته کامپیوتر در هنرستان رفت تا یک سال زودتر فارغ التحصیل شود و بتواند بار زندگی شان را به دوش بکشد.

ویژگی بارزی که می توان در احسان سلحشور دید روحیه جنگنده و افکار مثبتی است که به او کمک می کرد تا بتواند برای بهتر شدن اوضاع زندگی شان تلاش کند. احسان تمام سرمایه خانواده اش را گرفت و با آن تاکسی خرید، او هم کار می کرد و هم درس می خواند. همین روحیه جنگنده اش باعث شد تا در دانشگاه دولتی قبول شود. اما دنیا قرار بود به احسان درس های بیش تر بدهد و او را آماده تر کند.

حتما شنیدید آدم های موفق  بارها زمین خوردند و طعم شکست را چشیدند. احسان سلحشور هم از این قاعده مستثنی نیست. خیلی از ما با اولین شکست تسلیم می شویم و دیگر دل و دماغ ادامه دادن نداریم اما تفاوت آدم های برنده و یازنده بعد از تجربه تلخ و شکست مشخص می شود. بازنده ها سرنوشت و شانس را دلیل شکست شان می بینند و زانوی غم بغل می گیرند. اما برنده ها از این شکست درس می گیرند و دنبال یک فرصت برای بهتر شدن اوضاع می گردند.

هنگامی كه آدمهای كامیاب شكست می خورند، به جای اینكه شكست شان را نوعی گرفتاری و امری بازدارنده بدانند، آن را یك دشواری زودگذر، فرصتی برای یادگیری، جای پایی برای پیشرفت، یا یك مسئله ی سراسر نامربوط می دانند.

دنیس ویتالی نویسنده و مربی موفقیت بنام آمریکایی

احسان شکست تلخی تجربه کرد. دوستش سر او کلاه گذاشت. او به خاطر اعتمادی  که به دوستش داشت و به خاطر این که رویاهایش را تحقق ببخشد، تنها دارایی خانواده اش یعنی خانه شان را فروخت و به دوستش داد تا با او شریک شود و بتواند به رویاهایش برسد. او فکر می کرد قرار است ثروت مند شود اما بزرگ ترین شکست زندگی اش را تجربه کرد. دوستش غیبش زده بود و حالا همه احسان را شریک جرم می دانستند. همین عامل باعث شد تا او به زندان بیافتد.

خیلی ها در این شرایط فکر می کنند تمام زندگی شان را باخته اند اما روحیه تسلیم ناپذیر احسان سلحشور از دیوارهای زندان نیز بلندتر بود. او به اتفاقاتی که افتاده بود فکر کرد و تصمیم گرفت به سراغ رشته ای برود که بتواند از حقوق خود دفاع کند. در حقیقت او چوب بی تجربگی خود را خورده بود. به همین دلیل در زندان به جای این که خود را بازنده ببیند و فکر کند به آخر خط رسیده، شروع به درس خواندن کرد.

بعد از این که از زندان آزاد شد، اوضاع بهتر نشده بود بلکه سخت تر هم شد. او مجبور بود هم درس بخواند و هم سخت کار کند. در رشته حقوق کارشناسی و کارشناسی ارشدش را گذارند و همراه با درس کار هم می کرد تا این که بالاخره مثبت اندیشی، امید و تلاش احسان نتیجه داد و شش نفر از دوستانش به او اعتماد کردند و او وارد کار بیمه شد و کم کم زندگی روی خوب خود را به احسان نشان داد.

کتاب “ارتش صلح” نوشته احسان سلحشور

حالا احسان سلحشور یکی از مدیران موفق صنعت بیمه محسوب می شود و کتابی به نام ارتش صلح نوشته است. زندگی سخت احسان و تجربیاتی که از سر گذرانده به همه ما نشان می دهد، هیچ محدودیتی معنا ندارد؛ حتی اگر پول ندارید، پشتیبان ندارید یا در زندان هستید باز هم می توانید موفق شوید، فقط رویاپرداری، مثبت اندیشی، تلاش و امید را فراموش نکنید.

هیچ کس بدبخت، بازنده، بدشانس آفریده نشده، این ما هستیم که با افکارمان انتخاب می کنیم چه آینده ای برای خود رقم بزنیم.

دوستان خوبم رویا پردازی، امید و تلاش را فراموش نکنید، هر کدام از ما با این ویژگی ها می توانیم یک احسان سلحشور جدید باشیم.


در همین زمینه مقالات زیر را از دست ندهید :

9 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. پشتیبانی سوخت جت می گوید

    با سلام و تشکر از حسن توجه شما؛
    این مقاله با توجه به درخواست دوستان به زودی بروزرسانی خواهد شد و نسخه کاملتری در اینجا قرار خواهد گرفت.
    در خصوص کلیپ‌های آموزشی، سخنرانی کامل «تشنه موفقیت باشید» از لس براون به مدت ۴۵ دقیقه از هفته پیش بر روی وبسایت قرار گرفته و دو کلیپ انگیزشی قبل از آن در وبسایت بخش کلیپ‌های انگیزشی قرار گرفت… با توجه به بازخورد مثبت توسط شما کاربران عزیز تصمیم گرفتیم بیشتر کلیپ‌های انگیزشی و آموزشی، سخرانی و آموزشی‌های تصویری در بخش ویدیو‌ها و پیشنهاد ویژه قرار دهیم.

  2. شکوفه می گوید

    سلام از مقاله خوبتون ممنونم من خیلی با مقاله هاتون ارتباط برقرار میکنم مطلباتون فضایی نیست چیزاییه که تو زندگی افراد رخ داده واقعا من شاید اگه جای اقای سلحشور بودم همون تو زندان تسلیم میشدم و به فکر فرو میرفتم و خودم رو سرزنش میکردم ولی کار ایشون بهانه ها رو از آدم میگیره و بقول شما میگه ذهن واراده چه کارها که نمیتونه بکنه مرسی از جمله های واقعی و انگیزشیتون

  3. مخاطب همیشگی می گوید

    خانم شیردل دوست داشتنی

    مقالتون پر از امید و زندگی بود. من به جای این که بیام تمرکز کنم روی ناهماهنگی اسم مقاله و محتوا، تمام تمرکزم رو روی مطالب مفید این مقاله گذاشتم. نکات خوبی یاد گرفتم. دقیقا ما همیشه سعی می کنید رو خالی ها و منفی ها تمرکز کنیم، نمونش همین کسایی هستن که اومدن کامنت گذاشتن و ب شما پریدن. خب دوست عزیز زندگی نامه نیست اما نکات خوبی داره این مقاله…سعی کردی اونا رو یاد بگیری یا فقط اماده کوبیدن نویسندش بودی؟
    تو زندگی شخصی و کاریمونم همینه خوبی ها رو نمیبینیم و تمام فکر و ذکرمون رو یکم نقصیه که هس.
    تو کامنت گفتین عنوانو شما انتخاب نکردید ولی پیشنهاد من برا عنوان که تیمتون می تونن استفاده کنند اینه که ویژگی که باعث شد احسانه سلحشور از هیچ به همه برسد یا چیزای مشابه
    در هر حال موفق باشین نویسنده موفق و دختر توانا من خودم ازاین مقاله لذت بردم کاری هم با عنوان ندارم

    1. فاطمه شیردل نمینی می گوید

      ممنون از این نگاه مثبت و پر از انرژی شما
      مطمنم اگه همه نگاه شما رو تو زندگیشون داشتن همه جا گلستان میشد
      این که بتونی نیمه پر لیوانو ببینی خودش یه هنره
      ممنونم ک انقد خوب توجه کردید به عمق مطلب
      و ممنون از عنوان پیشنهادی شما
      باعث افتخاره مخاطبان همیشگی مثل شما داشته باشم که انقد دریچه نگاهشون قشنگه

  4. فاطمه شیردل نمینی می گوید

    دوست عزیز می تونید تو همین سایت داستان زندگی هیوندا یا کریس گاردنر رو بخونید که من نوشتم و کاملا میدونم داستان زندگی نویسی چجوری هست.
    اما این مقاله هدفش داستان زندگی نبود. به هر حال حرف شما متین

  5. فاطمه شیردل نمینی می گوید

    ممنون از نظرتون
    اما هدف من از این مقاله زندگی نامشون نبوده فقط انگیزشی بوده و چون تیتر مقاله رو من انتخاب نمی کنم یه ناهماهنگی پیش اومده

  6. فاطمه شیردل نمینی می گوید

    دوست عزیز ممنون از نظر شما
    این داستان زندگی نبود من خودمم این مقاله رو با هدف داستان زندگی ننوشتم و هدفم فقط مقاله انگیزشی بود که از یک کارافرین ایرانی انگیزه بگیریم برای ادامه دادن به شرایط سخت.
    انتخاب تیتر مقاله بر عهده من نیست. و حتما همکارهام هم صلاح دونستند این عنوان رو انتخاب کردند. اما در کل هدف من داستان زندگی نبود و انگیزشی بود.

  7. ftyazdi می گوید

    با سلام، واقعن این داستان آقای سلحشور خیلی آموزنده بود،منکه عمیقا تحت تاثیر قرار گرفتم.

    1. ftyazdi می گوید

      با سپاس از مقالات و کلیپهای بسیار مفید سایت شما وهمچنین مقالات جالبی که پیش از این شخص شما برامون فراهم کرده بودین.
      بعد از خوندن توضیحاتتون، فکر میکنم ما اعضای سایت شما ، چون همیشه مقالات خوب و انگیزشی بسیار قوی ای از شما و سایر همکارانتون خوندیم سطح توقعمون روز به روز بالاتر رفته و اصلن انتظار همچین مطلبی رو نداریم و برای همین واکنش نشون دادیم .
      به امید پیشرفت روزافزون برای همه شما عزیزان که زحمت میکشید تا مطالبی رو فراهم کنید که به ما انگیزه بدین

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**