دستورالعمل گام‌به‌گام برای تبدیل رویا به واقعیت – قسمت هشتم

کیسه‌های شن را از بالن بیانداز پایین !

در این قسمت از سری مقالۀ تبدیل رویا به واقعیت به اصلی خواهم پرداخت که از ابتدای شروعِ این مجموعه آن را گوشه‌ای از ذهنم نگه داشته بودم و همچون پلنگی در کمین طعمه(!) در انتظار مناسب ترین زمان برای نوشتن آن بودم…

تا اینکه چند روز پیش یکی از همراهان همیشگیِ سوخت جت  به نام «یگانه» پیامی برایم ارسال کرد که در آن از مشکلاتش برای همنشین شدن با انسان‌های موفق نوشته بود.

این شد که حس کردم قسمت هشتم سری‌مقالۀ تبدیل رویا به واقعیت بهترین موقعیت برای مطرح کردن این موضوعِ حیاتی و اساسی است. پس پیش به سوی قسمت هشتم و نهمین گام در راه خوشبختی… یعنی :

«دور ریختن کیسه‌های شِن بالن موفقیت»

 

سری مقالۀ «دستورالعمل گام‌به‌گام برای تبدیل رویا به واقعیت» در مجموعه‌ای قدم‌به‌قدم و درست مانند یک راهنمای شخصی شما را از صفر تا صدِ رسیدن به هدفتان همراهی خواهد کرد.

در این مجموعه تمرینات ساده اما تاثیرگذاری ارائه می‌شوند که عمل کردن به آن‌ها به راستی می‌تواند زندگی‌تان را متحول کند. اصول ارائه شده در این سری‌مقاله به قدری جامع و دقیق است که می‌توانیم از آن به عنوان شاه‌کلید رسیدن به رویاها یاد کنیم و این تضمین را بدهیم که در صورت عمل کردن مداوم و منظم به توصیه‌ها به مرور شاهد پیوستن بزرگ‌ترین رویاهایتان به واقعیت خواهید بود.

قسمت اولقسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم | قسمت پنجم | قسمت ششم | قسمت هفتم

 

» گام نهم
اطرافیان‌تان را با دقت انتخاب کنید

قبل از هرچیزی درمورد این گام می‌خواهم باز هم یک موضوع را به همان شیوۀ قِلِفتی که در دو قسمت قبلی پیش گرفتیم در اختیارتان قرار دهم. قلفتیِ این قسمت بسیار ساده و شیک و خلاصه فقط یک نقل قول است که دنیایی از حرف پشت آن وجود دارد.

جیم ران  میلیونر خودساخته، کارآفرین، نویسنده و سخنرانِ انگیزشیِ آمریکایی یک جملۀ طلایی دارد که می‌گوید :

کبوتر با کبوتر، ما با افراد موفق !

با کمی دقت در اطرافیان خود متوجه خواهید شد که آقای جیم ران چندان هم بیراه نگفته و انگار که این موضوع درمورد بیشتر انسان‌های اطرافمان صدق می‌کند. امیر شریفی عزیز بنیانگذار موسسۀ پرورش افکار مثالی دارد که خالی از لطف نیست یادی از آن بکنیم؛

به احتمال زیاد شما هم درمورد کسانی این جمله را شنیده باشید که «فلانی تا دیروز توی بازار پادویی می‌کردا… ولی حالا بیا و ببین واسه خودش چه دک و پُزی به هم زده‌، حسابی داره پیشرفت می‌کنه.»

خود من شاید ده‌ها نمونه از این افراد را می‌شناسم و از نزدیک دیده‌ام.

حالا به این فکر کنید که آیا شده بشنوید کسی که در یک سوپری کارگری می‌کرده به جای خاصی رسیده باشد؟
احتمالش خیلی خیلی کم است، می‌توانم به جرات بگویم کمتر از یک درصد. واقعیت این است که شغل یکی است، کارگری. پس تفاوت در چیست؟ بله درست است، تفاوت در افرادی است که این کارگرها با آن‌ها دم‌خور هستند.

کارگرهای بازار همگی با سرمایه‌داران و بعضاً میلیاردرها سلام‌علیک می‌کنند و کارگرهای سوپری دائم ورِ دلِ صاحب سوپری هستند؛ پس در بهترین حالت هم گروه دوم تبدیل به صاحب یک سوپری بزرگ می‌شوند.

لانه‌شان کجاست؟

سوالی که به احتمال زیاد برای خیلی از دوستان پیش می‌آید این است که خُب حالا که از اهمیت همنشین شدن با افراد موفق باخبر شدیم، این افراد را از کجا پیدا کنیم؟ قبلا هم در مقاله «استراتژی محرمانه ثروتمندان در انتخاب دوست» راجع به این موضوع خواندید اما خُب پاسخ ساده است :

  • سمینارهای موفقیت
  • سخنرانی‌ها و دوره‌ها
  • جاهایی که معمولاً افراد موفق زیادی به آنجاها رفت و آمد دارند

ارتباط از طریق دنیای مجازی و شبکۀ اینترنت هم روش آسان و خوبی است، برای مثال بسیاری از مخاطبان همین وبسایت خودمان، افراد موفق خودساخته‌ای هستند که می‌توانید آن‌ها را از طریق پیج اینستاگرام پیدا کنید و با ایشان ارتباط بگیرید.

هر از گاهی (بسته به میزان بودجۀ خودتان) برنامه‌ریزی کنید برای اینکه به رستوران‌های رده‌بالا، پرواز‌های بیزنس کلاس و یا مکان‌هایی مانند استخرهای هتل‌های بزرگ رفت و آمد داشته باشید.

افراد موفق لانۀ خاصی ندارند ! همه‌جا هستند، فقط برای دیدنشان باید کمی خلاقیت به خرج دهید.

لازم نیست که در همین ابتدای امر حتما با این افراد دوست صمیمی شوید، برای مدتی همین موضوع که این افراد و رفتار آن‌ها در شرایط خاص را ببینید می‌تواند شروع خوبی باشد. مطمئن باشید به مرور حضور این انسان‌ها در زندگی شما پررنگ‌تر و پررنگ‌تر خواهد شد و به زودی شما تبدیل به یکی از همین افراد موفق خواهید شد که دیگران به دنبال همنشینی با شما خواهند بود.

» کیسه‌ها را رها کنید!

واقعیت این است که ما یک بالن هستیم و عدۀ زیادی از آدم‌های دوروبرمان مانند کیسه‌هایی هستند که اطراف سبد بالن آویزان شده‌اند. اگر می‌خواهیم اوج بگیریم باید کیسه‌ها را رها کنیم.

» همین حالا شروع کنید

یکی از اولین قدم‌ها برای همنشین شدن با افراد موفق پرهیز از افراد مخرب است.
تازمانی که در راه رشد فردی به نقطه‌ای برسید که دیگران نتوانند با منفی‌بافی خود شما را تحت تاثیر قرار بدهند، باید به هر قیمتی که شده از افراد مخرب، یا همان منفی‌باف‌ها دوری کنید. بهتر است تنها باشید تا اینکه وقت خود را با کسانی بگذرانید که با ذهنیت قربانی‌شده و معیارهای سطح پایین خود، جلوی پیشرفت شما را می‌گیرند.


» یک تمرین فوق‌العاده
فهرستی از نام تمام کسانی که مرتباً با آن‌ها در ارتباط هستید تهیه کنید: همکاران، همسایه‌ها، دوستان، همکلاسی‌ها و غیره.

وقتی که این فهرست کامل شد، جلوی اسم آن‌هایی که منفی و مخرب هستند علامت منفی و جلوی آن‌هایی که مثبت و حامی هستند علامت مثبت بزنید. وقتی که این کار را درمورد تک‌تک افراد انجام دادید، به یک الگو دست پیدا خواهید کرد. شاید تمام افراد محل کارتان شخصیت مخربی داشته باشند، یا شاید متوجه شودی بیشتر دوستانتان در برابر تمام کارهای جدیدی که می‌خواهید انجام دهید مخالفت می‌کنند.


حالا باید تصمیم طلایی را بگیرید و ارتباط خودتان را با تمام کسانی که جلوی اسم آن‌ها علامت منفی وجود دارد قطع کنید. اگر این کار شدنی نیست (هرچند که من معتقدم هیچ کاری غیر ممکن نیست و اختیار کاملاً با شماست)، آن وقت به شدت زمانی را که با این افراد صرف می‌کنید کاهش دهید.

«تمام تلاش خود را بکنید تا از حوزۀ نفوذ منفی دیگران خارج شوید.»

خوب فکر کنید، مطمئنم کسانی هستند وقتی آن‌ها را می‌بینید تمام انرژی‌تان گرفته می‌شود؛ آن‌ها انرژی حیات را از شما می‌گیرند. این افراد همان کیسه‌های شِنِ بالنِ شما هستند.

به احتمال زیاد در این لیست کسانی را خواهید یافت که همیشه شکایت می‌کنند و دیگران را به خاطر شرایط خود سرزنش می‌کنند، کسانی که همیشه درمورد دیگران قضاوت می‌کنند، به بدگویی عادت دارند و افکار منفی از سر و رویشان می‌بارد. طنابشان را قیچی کنید.

خطرناک‌ترین این افراد کسانی هستند که به شما می‌گویند آرزوهایتان دست‌نیافتنی هستند و باید از دنبال کردن آن‌ها دست بکشید، این‌ها سارقان رویا هستند، حتما همین امروز فکری به حال ارتباطتان با این افراد بکنید.

در این میان ارتباطتان با افرادی که جلوی اسمشان علامت مثبت زده‌اید را پررنگ‌تر کنید.
آگاهانه‌ تلاش کنید که با افراد مثبت، حامی و دلگرم‌کنندۀ اطرافتان زمان بیشتری بگذرانید. قدر افرادی که از پیروزی شما شاد می‌شوند و تشویق‌تان می‌کنند که به دنبال رویاهایتان بروید را بدانید این‌ افراد شعلۀ بالنِ شما هستند. به گرمای حضورشان آگاه باشید و از آن استفاده و قدردانی کنید.

مهم‌ترین قدم

به محض این‌که تمرین بالا را انجام دهید مغزتان نسبت به افراد دور و برتان آگاه خواهد شد و درست از همینجاست که سیستم RAS (اگر هنوز درمورد آن نخوانده‌اید سری به اینجا بزنید) دست به کار خواهد شد و راه را برای برای ورود افراد موفق و مثبت جدید به زندگی‌تان باز خواهد کرد.

به مغزتان اعتماد کنید، مطمئن باشید اگر هر روز خود را در میان افراد مثبت و حامی و انگیزه بخش تصور کنید، بهترین‌ها به زندگی شما راه پیدا‌ خواهند کرد. بدون آن‌که بفهمید چگونه، به جاهایی هدایت می‌شوید که این افراد حضور دارند.

 

» شهامت این کار را ندارید؟

ممکن است فکر کنید که اعتماد به نفس رویارویی با افراد موفق را ندارید… این مسئله کاملاً طبیعی است و به احتمال زیاد خیلی از افراد دیگر آن را تجربه خواهند کرد. این موضوع از آن‌جا می‌آید که تصورتان از این افراد تصور نادرستی است و این کُد ها را به مغزتان داده‌اید که این افراد، بسیار عجیب و غریب هستند و شاید از مریخ آمده‌اند!

واقعیت این است که موفق بودن اصلا چیز عجیب و غریب و دور از ذهنی نیست. بسیاری از افراد موفق همان‌کارهایی را می‌کنند که شما می‌کنید، همان برنامه هایی را می‌بینند که شما می‌بینید، همان موزیک‌هایی را گوش می‌دهند که عدۀ زیادی از افراد دیگر گوش می‌دهند و در کل زندگی‌شان مشترکات زیادی با زندگی بقیه دارد. آن‌ها افرادی هستند مانند تمام افراد جامعه، فقط موفق تر هستند، همین! بالاتر گفتم دیدن رفتار افراد موفق در مکان‌های عمومی می‌تواند شروع خوبی باشد.

یکی از دلایل آن این است که شما متوجه همین نکته خواهید شد که افراد موفق آدم‌های فضایی نیستند.
همین مسئله کمک خواهد کرد شما اعتماد به نفس بیشتری در رویارویی با آن‌ها داشته باشید و اگر دقیق‌تر شوید خواهید دید که در بسیاری از موارد شما نسبت به آن‌ها برتری دارید.

قسمت بعد قسمت پایانیِ سری‌مقالۀ تبدیل رویا به واقعیت خواهد بود و ضمن جمع‌بندی تمام آن‌چه در این هشت قسمت گفته شد به ارائۀ نکات نهایی و تکمیلی مسیر موفقی خواهیم پرداخت.

پس قسمت نهم را به هیچ وجه از دست ندهید…
در ضمن به درخواست دوستان یک کانال تلگرامی ساخته‌ام که در آن خبر انتشار جدیدترین مقالات سوخت جت و مجموعۀ بهترین و طلایی‌ترین نکات کاربردی و انگیزشی را به شیوۀ قلفتی! در اختیارتان قرار خواهم داد. اگر استقبال خوب باشد می‌توانیم از طریق همین کانال ترتیب دیدارهای دسته جمعی با موفق‌ترین افراد در زمینه های مختلف را بدهیم. خلاصه که برنامه‌های خوبی در سر دارم که همگی نیازمند همراهی شما مخاطبان ارزشمند است.

پس از اینکه تعداد اعضای کانال به میزان مشخصی رسید فعالیت آن را شروع خواهم کرد؛ آدرس کانال تلگرام  را کمی پایین‌تر در قسمت راه‌های ارتباطی مشاهده خواهید کرد… بَرَنده باشید.


6 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. مریم می گوید

    سلام خداقوت
    میخواستم بگم یکی از همین افراد منفی و مخرب زندگی من مادرم هستن… خب من نمیتونم ایشون رو مثل کیسه شن رها کنم و همیشه هستن… راهنماییم کنید لطفا که چیکار کنم در مواجهه با ایشون… مادرم همیشه منفی نگر و بدبین هستن نسبت به همه چیز… ممنونم ازتون وبراتون آرزوی بهترین ها رو دارم جناب ولی پور عزیز

    1. Mehrad می گوید

      خب بقول شما آدم نمی تونه مادرشو حذف کنه ولی میتونین هاله اونو کمرنگ تر کنین و بی اعتنا باشین (منظور از هاله حرف های مادرتونه) و حرف های منفی اونارو پلی بسازید برا خودتون نه چاهی برای فرو رفتن و دور شدن از هدفتون
      خب ما نمی تونیم تفکر چندساله اونارو که با خودکار نوشته شدرو تغییر بدیم مگر اینکه خود اونا بخوان ما کمکشون کنیم که اینم کم اتفاق میفته
      راستش من پیشنهادم این بود که شما از خودت شروع کن و هدفتو مورد نظر بگیر انقد انرژی مثبت بده که روی نزدیک ترین افرادت تاثییر بزاره اینطوری انرژیای منفی کمتر سمتتون جذب میشه یا میتونین حرف های منفی که به شما میزنن مادرتون، توی یه کاغذ بنویسید و برعکسش کنید
      هدف هاتونو هر روز مرور کنید سعی کنید وقتی بحثی پیش میاد از اون مکان دور شید به اتاقتون برید موزیک گوش بدین هر چیزی که حالتونو خوب میکنه…
      از یه بزرگی میپرسن رمز موفقیت شما چیه میگه با کسی بحث نمی کنم‌ میگن مگه میشه میگه بله حق با شماست…
      میدونم سخته ولی شدنیه شاید دلیل فرستادن این انرژی منفیاشونم اینه ک اونا یه فرزندیو تو ذهنشون ساخته بودن و ما دقیقا شبیه اون نیسیم و اونا با تمام وجودشون سعی میکنن مارو اونشکلی کنن…
      یه کار جالبی که من خودم انجام میدم اینه ک اشتباهات خانوادتونو بنویسید که هیچ وقت مثل اونا نشین جلوش رفتار درست اون مسئلرم بنویسید و تمرکز کنید روی اون
      خانواده های ما ممکنه یه راهیو 40سال اشتباه برن شما عوضش کن…
      شما به خودت ایمان داشته باش اونوقت شبی یه دیواری میشین که هرچی بهش پرتاب کنن فرو نمی ریزه…
      توی مقاله اول آقای ولی پورم به این نکته اشاره کرده بود که ما در زندگی اختیار 2چیزو داریم 1_افکارمان 2_رفتارمان
      پس با این حساب حرف های منفی مادرتون نمی تونه هیج تهدیدی به حساب بیاد مگر اینکه شما اجازه ورود این حرفارو به قلمرو افکارتون بدید
      🙂 چون خودم با موقعیتی که دارید نزدیک دیدیم یه چیزایی براتون نوشتم
      موفق باشید و امیدوارم مشکلتون حل شه
      وقتی درون خودت روشن شه اونوقت اطرافت که هیچ دنیاهم پر از نور میکنی…

  2. علیرضا می گوید

    سلام خسته نباشید
    از این که نمیزارین ما رویاهامون رو فراموش کنیم ممنونم
    فقط در مورد ورزش هم یه سری مقالات انگیزشی بزارین
    بزه خصوص فوتبال 🙂

    1. مصطفی ولی پور می گوید

      سلام علیرضای عزیز. مرسی از شما که همراه هستید. حتما به زودی اینکار رو خواهیم کرد. توی کانال تلگرام خبر انتشارش رو براتون مینویسیم. حتما عضو شید و همراهمون باشی. آدرس کانال زیر همین مقاله و تو قسمت بیوی من نوشته شده:)

  3. Samin Asg می گوید

    سلام این سری از مقاله های شما و مقاله ی تفکر سیستمی یکی از بهترین مقاله هایی بود که تو سایت شما خوندم راستش من دارم واسه کنکورم اماده میشم واین مقاله ها واقن تو پیشرفتم بهم کمک کرده میخواستم تو مقاله هاتون یه خورده اختصاصی تر به کنکورو موفقیت توش بپردازین ممنون!

    1. مصطفی ولی پور می گوید

      ممنونم دوست عزیز خیلی خوشحالیم که این رو می‌شنویم. ممنون از همراهیتون. حتما به زودی این کار رو خواهیم کرد. به محض آماده شدن این مطلب توی کانال تلگرام اطلاع خواهم داد. 🙂

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**