چرا تصویرذهنی شما اهمیت فراوانی دارد و نباید اجازه بدهید مخدوش شود؟

تصویرذهنی شما حکم دیده‌بان کشی شما به مقصد سرزمین گنج است...

دبی فورد، روانشناس بزرگ و نویسنده کتاب «نیمه تاریک وجود» که روشنگری‌هایی در خصوص سایه‌های وجودی کرده جمله کوتاه و بسیار اثربخش معروفی دارد که میگوید :

بگذار نور وجودت بدرخشد.

اینکه چرا این جمله چهار کلمه‌ای تا این ارزشمند است، با خواندن ادامه این مقاله متوجه‌اش خواهید شد…

» تفاوت افراد موفق با افراد عادی

افراد موفق تصویر روشنی از آینده هدف شون دارند، هر روز اون تصویر رو بازسازی و ویرایش می کنند و هر روز نسبت به دیروز تصویر جذاب تر و حرفه ای تری از آینده خودشون می سازند؛ شاید بپرسید چرا؟

چون همه ما ناخدای کشتی عظیم زندگیون هستیم و تصویرذهنی ما از آینده اهداف‌مان مثل همان دیدبانی عمل میکند که علائم و خبر های خوش رو از دور دست ها را میدهد.

بعضی از اوقات که خسته از طوفان های دریا هستید، یک نگاهی به دیده بان‌تان میندازید و وقتی چشم‌انداز مقصد را میبینید این پیام به ضمیرناخودآگاه شما داده میشود که ‘ناامید نشو ناخدا، من دارم میبینم ساحلی رو که موفقیت و ثروت فراوان انتظارت رو میکشه.’

لبخندی گوشه لب شما خشک میشه و امیدوارتر کشتی عظیم افکار و اندیشه هاتون رو میرانید به سمت ساحلی که ازش یک تصویرذهنی دارید.

هر بار پس از بررسی اوضاع این شما هستید که کشتی رو با قدرت به سمت اقیانوس های ناشناخته، می‌رانید به سمت طوفان های سخت و حادثه هایی که ناغافل عمل می کنند. حتما مسیری راحتی در پیش نخواهید داشت، چون اگر راحت بود از هر 20 نفر یک نفر به موفقیت نمیرسید.

در این مقاله  باهم مواردی که این تصویرذهنی شما (همان دیدبان کشتی) را مصموم و مخدوش میکند و قدرت واقعی تان را تلف میکند را میخواهیم بررسی میکنیم؛ آماده اید؟

» اولین اشتباه قبول نکردن حقایق است

آرمان یکی از دوست های من هستش اون تب داغی داره برای موفق شدن ولی یکی از عادت های غلطش که باعث میشود هیچثوت موفق نشه، گفتن جملاتی شبیه این هاست :

  • “دلار هم حسابی گرون شده با این شرایط زندگی خیلی سخته، اگه رئیس جمهور فلانی بود خوب بود نمی دونم چرا،؟؟”
  • ” راستی امسال هم ایران توی المپیک مقام نیاورد شاید دوره بعد بدتر بشه یا بهتر معلوم نیست.”

آرمان بیشر از این مکالمه ها در بین دوست‌هاش و خانواده استفاده میکنه به نظر شما این مکالمه ها چه ایرادی دارند؟ اگر قبلا مقاله «چهار میثاق سرخپوستان تولتک» را خوانده بودید، جواب این سوال را سریع میدادید؛ اما خب پاسخ ساده است… چون آرمان در این مکالمه ها خودش را یک بازنده و فقط یک تماشاگر می داند که حوادث مثل موج های دریا بر بنده کشتی عظیم ذهن و افکار او اثابت می کنند.

»دومین اشتباه افراد موفق تماشاگر نیستند؟

در اینجا قطع به یقین میگویم نه !
موفق ها هیچ وقت در مورد حوادثی که بر روی اون اثری نتوانند بگذارند، حرف نمی زنند؛ البته ناگفته نماند، این به معنی نیست که نسبت به اتفاق‌های اطرافمون بی‌اهمیت باشیم، حتما باید هوشیار باشیم ولی انرژی کشتی عظیم افکار و اندیشه های خودمان  را بر روی چیزهایی که هیچ کنترلی بر رویش نداریم، مستهلک نکنیم.

در عوض راجع‌به اتفاق‌هایی حرف بزنیم که میتونیم کاری انجام بدیم برای بهبودش؛ مثلا راجب بد رفتاری هم کلاسی های جدید، دختر یا پسرمون در مدرسه یا کاری کمکی که می تونیم به همسرمون بکنیم برای برطرف کردن مشکلات خونه یا کمکی که میتونیم به همکارمون بکنیم  تا روابط مون بهتر شه .

پس اگر حرف هایی بزنیم یا کارهایی انجام بدیم که در اون موثر هستیم، احساس بازنده بودن نداریم از چیز هایی حرف بزنیم که احساس برنده بودن را احساس کنیم.

حتما توصیه میکنم مقاله «دستورالعمل تضمینی برای اینکه در زندگی یک بازنده باشید !» را کامل بخوانید، اطلاعات فوق العاده مفیدی بدست خواهید آورد از بازنده ها…

خب، به این ترتیب تصویری که از آینده‌ی شغلی مان یا کسب‌وکارمان داریم، خودمون را آلوده به حوادثی که بی ربط به ما هستند و ما هیچ تاثیری روی آنها نداریم نکنیم؛ چرا؟ چون کشتی افکار و اندیشه هامون به بیراهه حرکت نکند.

 

»‌ سومین اشتباه احترام نگذاشتن به دیگران

” امروزم باید همه نامه ها رو خودم انجام بدم این همکارم همه اش دنباله چاپلوسیه وظیفه اونه فقط یه قسمتش وظیفه منه. تقصیر خودمه از همون اول پرو بارش آوردم. حالام به حرفم گوش نمی کنه. من اصلا باید از این شرکت برم باید یه کسب و کاری برای خودم راه بندازم.  از دست این همکارمم هم راحت میشم.

اصلا امروز نباید می آمدم سر کار صبح که اومدم ماشین خورد به در پارکینگ. موقعی هم که می خواستم ساعت بزنم نگهبان چپ چپ نگاهم میکرد. الانم که اینطوری شده. “

باز هم آرمان خودش رو بازنده احساس میکنه؛ فکر میکنید چرا؟

دلیلش واضحه آرمان با خودش مکالمه منفی داره؛ به خودش فوش میده. خودش رو سرزنش میکنه. خطاهای گذشته اش مدام جلو چشمش رژه میرن. در یک کلمه آرمان به خودش احترام نمیزاره.

به خودتان احترام بگذارید و بدانید ارزش شما از هر کس دیگری که به او نهایت احترام را میگذارید بیشتر است.

آیا موفق ها همین اینطوری هستند؟
معلومه که نه… افراد موفق بخاطر اشتباهی که صبح مرتکب شدن و آینه ماشین رو شکستن، به خودشون بد و بیراه نمیگن اونها میگن باید از این به بعد حواسم بیشتر جمع باشه؛ همین.

وقتی کارهای همکارش رو باید انجام بده به خودش میگه  اشکالی نداره یه مدته برای همکارم مدام مشکل پیش میآد بعضی وقت ها هم، من برام مشکل پیش می آد اون کمکم میکنه.

اگه بخاطر اشتباهات گذشته مون خودمون رو ببخشیم، اگه به خودمون ناسزا نگیم، تصویر که از موفقیت و آینده شغل و کسب و کارمون داریم مصموم نمیشه؛ برای راهنمای هم میتوانید مقاله «تا زمانی که گذشته تان را کامل نکردید خبری از آینده نخواهد بود» را بخوانید.

 

» چهارمین اشتباه تعلل کردن و غفلت از برنامه‌ها

آرمان  یه مدتی فروشنده تصفیه کن آب بود؛ اون طبق قراری که با خودش گذاشته بود، البته اون رو هم توی سررسیدش یاداشت کرده بود، باید هر روز که میاد مغازه به سه نفر مشتری بالقوه زنگ بزنه.

یه روز طبق برنامه همیشگی، می خواست به سه نفر مشتری بالقوه زنگ بزنه همین که اومد گوشی تلفن رو برداشت چند لحظه با خودش فکر کرد بعد گوشی رو گذاشت سر جاش… آخه می دونید چیه هفته قبل به هرکسی که زنگ زده بود جواب «نه» شنیده بود.

نا امید شده بود هرچند یه مدت از طریق همین بازاریابی تلفنی حسابی کار و کاسبی اش رونق گرفته بود، ولی دیگه نمی خواست به کسی زنگ بزنه… ولی آیا افراد موفق ها هم اینطوری عمل می کنن؟

آیا شما هم بخاطر یک هفته طوفانی بودن دریا دیگر بادبان های کشتی‌تان را نمی کشید؟

درست است که از برنامه ها و کارهایی که در محیط کار یا منزل انجام میدهیم باید بازخورد بگیریم، ولی این به معنی نیست که از تصویری که برای آینده کسب و کارمون ساختیم غفلت کنیم.

باید همیشه یادمون باشه غفلت مثله عفونت عمل میکنه : اولین غفلت از برنامه ها باعث غفلت دوم میشه و همین طور تا آخر نباید با تعلل در تصمیم گیری و غفلت از برنامه ها باعث شیم تصویر که از آینده موفقیت‌مان ساخته‌ایم مخدوش شود.


در همین زمینه مقالات زیر را هم حتما بخوانید :

7 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. موسی غلامرضایی می گوید

    سلام آقای غلامرضایی ممنون از مطالب مفیدتون منم موسی غلامرضایی هستم

  2. جواد می گوید

    متأسفانه متن روان نبود.. و شاید از نظر من

    1. حسین غلامرضایی می گوید

      سلام ممنون از توجه شما

  3. راحله می گوید

    متن بسیار زیبا و کاربردی است. بابت آن سپاسگزارم. اما فکر میکنم رفع ایرادات املایی و نگارشی آن را زیباتر و ارزشمندتر خواهد کرد. ممنونم از متن های بسیار کاربردی و مفیدتان.

  4. no می گوید

    سلام پروژه سوخت جت
    بر اساس علوم اعصاب، مغز بعد از رسیدن سن فرد به 18 سالگی قدرت یادگیری زیادی رو از دست میده اما حتما میپرسید این به چه معناست؟ خب این یعنی اینکه مغز بعد از این سن خودش رو هرس میکنه و اتصالات بخش هایی از مغز رو که مربوط به چیز هایی میشه که تا به حال فرد از اون استفاده نکرده رو قطع میکنه! برای مثال اگر فردی تا این سن به ریاضیات علاقه ای نداشته باشه، بعد از این هم به سختی بسیار زیادی میتونه توی ریاضیات پیشرفت کنه و موفق بشه! مخصوصا اگر بخواد یکی از بهترین ها توی رشته های ریاضی بشه این کار شاید بشه گفت عملا غیر ممکنه!
    من فکر میکنم بر اساس این علوم میشه گفت بعضی از مطالب شما فقط جنبه انگیزشی دارند، نه علمی!
    البته این رو هم بگم که من سعی میکنم از سایتتون نهایت استفاده رو کنم چون مطالب شما واقعا عالی ان و هیچ سایتی با همچین کیفیت محتوایی تا به حال ندیده ام! مخصوصا بعضی از مطالب خاص وبسایت که واقعا فوق العاده ان!
    اما بنظرم لازم بود این نقد رو هم از شما میکردم بلکه شاید چیزی در این بین بود که من نمیدونستم! (هر چند آخرین مطالب علمی حرف من رو تایید میکنن)
    منتظر جوابتون در همین صفحه و در ادامه ی کامنت هستم ممنون میشم جواب بدین!

  5. امیر مهدی می گوید

    سلام عالیییییییییی بود کتابی راجب این زمینه یراغ ندارید؟

    1. پشتیبانی سوخت جت می گوید

      روانشناسی تصویرذهنی ـ ماکسول مالتز را حتما مطالعه نمایید؛ به زودی دوره‌ای حرفه‌ای در خصوص روانشانسی تصویرذهنی نیز بر روی وبسایت قرار خواهد گرفت…

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**