چطور می‌توان با استفاده از سیستم پازل چینی به هدفی در زندگی رسید؟

وقتی یک پازل بزرگ 1000 تکه خریدم از روی بسته بندی زیبا آن مدام مشتاق باز کردن جعبه بودم. اما هنگام باز کردن در لحظه اول کاملاً گیج شدم. هزاران قطعه کوچک عجیب و غریب با رنگ‌های مختلف که گویی هیچ ارتباطی باهم ندارند جلوی چشمانم ظاهر شد. در آن لحظه از خریدم احساس پشیمانی کردم. چطور چنین چیزی تبدیل به یک عکس زیبا خواهد شد؟!

کلمه‌ی پازل به معنای هر بازی یا معمایی‌ست که می‌توان آن را حل کرد اما آنچه ما به عنوان پازل می‌شناسیم در واقع پازل چینی است. کمی فکر که کردم فهمیدم که این پازل همین‌طوری حل نخواهد شد. قطعاً باید با برنامه و یک استراتژی مناسب برای درست کردن آن اقدام کنم.

روش درست حل پازل‌ چینی را یاد بگیرید
همه‌ی مشکلات‌تان را می‌توانید با آن حل کنید

نکته جالب این است، وقتی یک پازل هزار تکه روبه روی شماست با تمام سختی‌ها آن را حل خواهید کرد. زیرا میدانید طبق قوانین این پازل حل شدنی است. اما وقتی چند اتفاق بد در زندگی‌تان رخ می‌دهد فکر می‌کنید که دیگر کار تمام است!! و هیچ چیز درست نمی‌شود.

 

اما هرچیزی برنامه خاص خودش را می‌خواهد، چه این پازل چه مشکلات دیگر در زندگی شما با برنامه قابل حل هستند، کافی است از کار کردن پراکنده دست بردارید و یک هدف برای حل کردن آن‌ها داشته باشید.

» نگاهی به اهداف خود در زمان بندی‌های مختلف داشته باشید

شما نمی‌توانید یک پازل را یکباره حل کنید یا اینکه تمام بخش‌های آن را هم‌زمان پیش ببرید. معمولاً در حل پازل‌های بزرگ از گوشه‌های کار آغاز می‌کنند. هدف را طوری در نظر می‌گیرند که از اطراف کار کم کم پیش بروند و به همین ترتیب تکه‌ها آهسته آهسته پیدا می‌شوند. ما همیشه سعی می‌کنیم که آسان‌ترین بخش پازل را حل کنیم و این یک حرکت کاملاً درست است.

حالا اگر در زندگی شما با مجموعه‌ای از بهم ریختگی‌ها و مشکلات گوناگون مواجه هستید باید از همین روش استفاده کنید. سعی کنید که با آرامش کامل به سراغ حل و برطرف کردن آسان‌ترین بخش مشکلات بروید. درواقع باید از مشکلات کوچک شروع کنید. هر مشکل را باید به وقت خودش حل کنید وقتی چیزهای کوچک مرتبط با آن را قبلاً حل کرده باشید. مثل پازل شما وقتی یک قطعه را می‌توانید سر جایش بگذارید که سایر قطعات اطراف آن را از قبل گذاشته باشید.

 

» اولین قدم در حل پازل شروع کردن آن است

اما حالا فرض کنید که قرار است که کسب و کار را راه بیاندازید. هزاران چیز در این کار وجود دارد که هنوز شما نمی‌دانید و همین اضطراب شما را زیاد کرده است. مانند هزاران تکه پازل که هنوز نمی‌دانید هرکدام متعلق به کدام بخش است. اما مهم‌ترین قدم در حل کردن پازل این است که کار را شـــــــــروع کنید. قرار نیست تا آخر مراحل حل کردن پازل را بدانید، شما قطعه به قطعه عمل می‌کنید و پیش می‌روید.

کسب و کارتان هم همین طور است. اول مهم این است که کار را شروع کنید. قرار نیست همه مسیر را ببینید، روز به روز و هفته به هفته جلو بروید. شاید چندین بار مدل کار شما تغییر کند، اما مهم این است که در مسیر قرار دارید. و در نهایت شما به هدف خود می‌رسید. همان طور که پازل بالاخره کامل می‌شود و شما عکس کامل آن را می‌بینید.

شما وقتی از ابتدا کل هدف را بخواهید ببینید همه چیز سخت به نظر می‌رسد،
همین ترس ممکن است باعث شود که شما کار را اصلاً شروع نکنید.

من وقتی اولین بار در جعبه پازل را باز کردم و متوجه سختی آن شدم با خودم گفتم که شاید اصلاً انجامش ندم. اصلاً ارزش وقت گذاشتن رو دارِد؟ اما در نهایت چون آن را خریده بودم تصمیم گرفتم که کار را شروع کنم. گفتم تا هرجا که شد پیش می‌روم.

اما میدونید چه اتفاقی افتاد؟ وقتی آرام آرام شروع کردم گویی همه چیز خود به خود انجام می‌شد و مدام سرعتم بالاتر می‌رفت. کم کم قطعات مانده کمتر می‌شد و عکس کامل‌تر. همین هم یک لذت خاص را به من منتقل می‌کرد. خوبی کار این بود که با حوصله و بدون اجبار و عجله آن را پیش می‌بردم. از میانه راه دیگر نمی‌توانستم آن را نصفه رها کنم. چیزی درونم اجازه نمی‌داد که کار را تمام نکنم. نمی‌خواستم وقتی که تا اینجا گذاشته‌ام بیهوده شود.

شما هم همین دیدگاه را داشته باشید. آرام آرام و بدون عجله، پله به پله جلو بروید. هر جا که خواستید خسته شوید و از کار دست بکشید به مسیری که طی کردید فکر کنید. کار را رها نکنید، کمی از آن فاصله بگیرید و دوباره با انگیزه و انرژی به مسیر تکامل کار برگردید.

 

» سازماندهی و شروع با یک برنامه جامع

مهم‌ترین چیز قبل از شروع یک هدف سازماندهی و برنامه ریزی درباره آن است. این درست است که نمی‌دانیم در مسیر چه اتفاقاتی می افتد اما لااقل خیلی از بخش‌های آن را می‌توانید با برنامه پیش برویم. حتی می‌شود برای مشکلات احتمالی هم برنامه یا مسیرهای جایگزین تعریف کرد.

بدون هدف بودن مانند این است که قبل از شروع پازل عکس اصلی را نبینید
و ندانید که پازل چه تصویری را قرار است کامل کنید.

سازماندهی از اتلاف وقت ما جلوگیری می‌کند، سبب می‌شود تا بهره‌وری کاری ما بالا برود و انرژی‌مان را در مسیر درست مصرف کنیم. برای حل پازل همین‌طور است. من ابتدا نگاهی به عکس اصلی انداختم، سپس قطعات پازل را بر اساس رنگ‌های آن‌ها دسته بندی کردم. با اینکار وقتی مثلاً بخش چمن را کامل می‌کردم نیاز نبود که بین کل قطعات پازل بگردم. فقط بین قطعات سبز رنگ به دنبال تکه مورد نظر بودم.

این مقالات را حتما در مورد هدف‌گذاری بخوانید:

در کار هم همین طور است، وقتی می‌خواهید به هدف بزرگی برسید ابتدا باید آن را به هدف‌های کوچک تقسیم کنید. سپس یک برنامه صحیح با سازماندهی مناسب برای رسیدن به هر هدف کوچک داشته باشید. با این روش دقیقاً میدانید که در حال انجام چه کاری هستید.

هدف شما باید فراتر از این باشد که شما را صبح از خواب بیدار کند،
هدف شما باید بتواند تمام طول روز شما را سرپا نگه دارد.

Harvey MacKay نویسنده و بیزینس‌من موفق آمریکایی

» خودتان را متعهد به انجام کار کنید

همه ما فهرست بلند بالای از کارهای کوچک و بزرگی داریم که نیمه کاره رهایشان کرده‌ایم. من برای اینکه این پازل را حتماً تمام کنم از یک ترفند ساده استفاده کردم. اولاً که به نزدیک‌ترین دوستم قول دادم که برای هدیه تولدش یک پازل بزرگ کامل شده هدیه بدهم.

بعد از آن برای تمام کردن پازل از چند دوست و اعضای خانواده کمک گرفتم. این دو کار سبب شد تا نتوانم آن را به راحتی کنار بگذارم، چون هم دوستم منتظر دریافت هدیه‌اش بود هم اینکه گروهی که روی پازل کار می‌کردیم نمی‌گذاشتند کار نیمه  کاره رها شود.

ما هر زمان یک کار را خودمان انجام دهیم امکان رها کردنش وجود دارد. اما هرچه قدر تعهدمان به کار را افزایش دهیم، اجبار ما برای پایان آن بیشتر می‌شود و نمی‌توانیم رهایش کنیم. سعی کنید در کسب و کارهایتان هم تیمی داشته باشید. چند نفر هم راه و هم مسیر که باهم یک کار را آغاز کنید. در این صورت شما هر وقت از لحظات سخت نا امید شوید هم تیمی‌هایتان به شما روحیه خواهند داد و نخواهند گذاشت که از مسیر خارج شوید.


در همین زمینه بخوانید:

4 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. لاله می گوید

    دقیقا همین اتفاق برای من افتاد و منصرف شده بودم ولی به خاطر همکارانم کار را تعطیل نکردم و الان فکر میکنم در نیمه ی راهم مطلب بسیار روان و کاربردی بود نه ارمان گرایانه و غیر واقعی

    1. مرتضی گودرزی می گوید

      ممنون که ادامه دادین ممنون از نظر سازندتون

  2. سید داود حسینی می گوید

    مدتی در مورد یه ایده خوب داشتم فکر میکردم و به این ایده رسیدم برای شروع صحبتم اینو بگم که من در یک شهر کوچک یک شهر بازی کوچک احداث کردم و بعئ حدود 5 سال تعداد 16 نفر شبیه شغل منو در همون شهر احداث کردن که بنظرم ظرفیت و پتانسیل شهر جوابگو دایمی برای همه نبود . بعد مدتی فکر یه ایده ای به ذهنم رسید و فلوچارتشو رسم کردم ایده این بود یکپارچه شده مینی شهربازیها در یه شهر کوچک در یک مکان برگتر با تعداد بتزی بیشتر و قیمت مناسبتر که میشد از این 16 پارک کودک حدود 4 یا 5 پارک بزرگترو انتخاب کرد و باهم یه مجموعه کاملتری رو ایجاد کنیم با فضای متراژ خیلی بزرگتر از قبل که هرکدوممون داشتیم البنه جالبه که بدونین که هرکدوم ما در یه مورد خاص فعالیت داشتیم مثلا من در مورد وسایل برقی و همکارام یکی در مورد شهرمشاغل برای کودک و دیگری پارک بادی داشت ….. هر کدوم ما حدااقل یه تعداد در روز مشتری مشخصی داشتیم که در صورت یکپارچه شدن شاید بطور قاطع بشه گفت که میتونستیم در اون موقع مشتریهایمون در روز به 150 نفر برسه که براین اساس حساب کنین یه شهربازی کامل با امکانات کامل در یه شهر کوچک که از ادغام 4 شهر بازی کوچک ایجاد شده بود درامدی به حتم خیلی بالاتر از زمانیکه تکی هرکدوممون برا خودش کار میکرد ایجاد میشد که اینده نگری این کار باعث میشه تا بتونیم سرمایه جهت افزایش وسایل بازی را از درامد شهربازیمون حاصل کنیم و حتی میشه در شهرهای بزرگتر شعبه های زنجیره ای ایجاد کرد .. دارمبرنامه ریزی میکنم این کارو محقق کنم در شهرمون منون از اینکه حوصله کردین مطالعه کنین

    1. مرتضی گودرزی می گوید

      نظرتون رو کاملا خوندم .ایده خوبی دارین امیدوارم خبر موفقیتش رو به ما اعلام کنین و شهربازیتون رو زودتر احداث کنید 🙂

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**